![]() |
![]() |
|
| گونی آدربایجاندان گلر هارایلار |
|
ایران حاکیمیتی بو اسگی دده میزین فیلمین بیر تکجه تورک و سنی اولدوغونا گوره گویمادی که بو فیلم اشییه چیخسین و بو دده نین عاشیق لرینین ایختییاریندا گویولسون تا بلکه گونی آذربایجانین غیرتلی و اسگی دده سی بوتون آذربایجاندا تانینسین |
|
+ یازیلیب
چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 9 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
در روز دهم آوريل ساعت 16 در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ايران، تظاهرات اعتراضی ترتيب خواهد داد. طی اين تظاهرات، شرکت کنندگان به نقض حقوق بشر در ايران و همچنين زير پا گذاشته شدن حقوق ملی – فرهنگی ملت آذربايجان اعتراض خواهند کرد
|
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو |
|
|
نظريهپردازان شوونيسم فارس قصد دارند زبان فارسي را زبان يك نژاد خاص و خالص يعني نژاد آريا، و از طرفي ديگر همهي كساني را كه شناسنامهي ايراني دارند آريايي معرفي كنند! اين به مفهوم برابر قرار دادن مجموعه نژادي با مجموعه فرهنگي و زباني، و برابر قرار دادن مرزهاي سياسي با مرزهاي ژنتيكي است! ادعاي اينكه تمام فارسزبانها و همهي ايرانيها از يك نژاد، يعني يك پدر و مادر به وجود آمدهاند و در طول تاريخ از اختلاط با ديگر نژادها و اقوام منزه ماندهاند، ادعايي خندهدار است كه فقط ميتواند از ذهن عليل نژادپرستان تراوش كرده باشد. ما نژادي به نام نژاد فارس و نژاد ترك نداريم بلكه اصطلاح ملتهاي ترك و فارس درستتر است.
از طرفي ديگر نيز زباني خالص نيز زباني خالص و ناب نيز نداريم! چنين ادعايي نيز بيشتر ادعايي شوونيستي است. همهي زبانها در طول تاريخ از يكديگر تأثير گرفته اند و در كنار همديگر رشد كرده و تكوين يافتهاند. البته بعضي از تأثيرات در جهت تكامل يك زبان و برخي در جهت تضعيف آن بوده است |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو |
|
|
میدانید که آذربایجان زادگاه اولین چاپخانه، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی، اولین شعر نو، اولین سینما، اولین نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی، نخستین دانشگاه پزشکی، اولین دانشکده پرستاری و مامایی، نخستین کارخانهها، نخستین انجمن زنان و اولین حق رأی به زنان، نخستین شهرداری، آموزش و پرورش نوین، نخستین مدرسه لال و کرها، اولین مدرسه نابینایان، نخستین کودکستان و… در ایران بوده است؟ شاید انتخاب تبریز به عنوان یک ولیعهدنشین در زمان قاجاریه نیز به خاطر همین پتانسیل استثنایی ملت آذربایجان بود.
مؤسس نخستين مدرسه به سبک نوین در ایران میرزاحسنخان رشدیه در همین مورد کتابی به اسم «وطن دیلی» نوشت که در سال 1321 قمری در تبریز چاپ شده است. ایرانیها و بهويژه هموطنان فارسيزبانمان رشد و گسترش زبان فارسی را نیز مدیون حکومتهای ترک هستند. سرزمین آذربایجان، دانشمندانی چون پروفسور لطفیزاده واضع تئوری فازی، پروفسور حسین جوان از مخترعین لیزر و پروفسور جواد هئیت و پروفسور یحیی عدل به عنوان پیشگامان جراحی مدرن در ایران و پروفسور هشترودی رياضيدان برجستهي جهاني را به جامعه علم و دانش معرفی کرده است. از مورخین و ادبیات شناسان معاصر ملی ترک نظیر پروفسور جواد هئیت، پروفسور ذهتابی، رحیم رییسنیا، صمد سردارینیا و… نیز ميتوان نام برد. آذربایجان مهد انقلاب مشروطه نیز بوده است که در زمان خود حرکتی بسیار مترقی محسوب میشد. حرکات آزادیخواهانهی دیگر چون قیام شیخ محمد خیابانی، حکومت 21 آذر 1324 نیز از سرزمین آذربایجان برخاسته است. آذربایجانیها در انقلاب اسلامی نیز بین ملتهای ایران پیشرو بودند. آذربایجانیها در اکثر جنگ های بین ایران و کشورهای دیگر چون چالدران و جنگهای ایران و روسیه پرچمدار جبهه بودند. در جنگ ایران و عراق نیز با همت لشکر عاشورای آذربایجان و اعطای شهدای فراوان بود که شهرهای خوزستان از دست بعثیان خارج شد. آذربایجانیها علاوه بر پرچمداری حرکات و نهضتهای روشنفکری و آزادیخواهی در ایران و دلاوری و فداکاری در جبهههای جنگ در صحنههای ورزشی نیز همیشه برای ایران افتخارآفرینی کردهاند اما افسوس از ذرهای قدردانی! متأسفانه در ایران با تلقیاي سیاستمدارانه ترکان مردمانی سختکوش معرفی میشوند که خانمهایشان دستپخت خوبی دارند(!) و نقش بنیادین آذربایجانیها در جریانات روشنفکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به عمد فراموش میشود. |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو |
|
|
هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است که باعث راحتی تلفظ و خوشآهنگی آن میشود. در زبان ترکی صداهای خشن نمیتوانند در ریشهي یک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه میآیند. مانند Ayriliq، کلمات خارجی نیز حتیالمقدور تحت تاثیر این قانون جالب قرار میگیرند. مانند واژهي عربی حسین (Hoseyn) که در ترکی Hüseynو واژهي عربی عباس (Әbbas) که در ترکی (Abbas) گفته میشود. ترکها هنگام فارسی صحبت کردن نیز ناخودآگاه از این قانون طبیعی زبان خود پیروی میکنند.
پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است نظیر چی، لی، سیز، لیق،… و امکانات واژهسازی و غنای این زبان را بالا میبرد. در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزئی در معانی موجود است که در فارسی نیست، مثلاً برای انواع دردها کلمات آغری، آجی، سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلدهمک و اینجیمک به کار ميرود که هر کدام درد بهخصوصی را بیان میکنند. کلمات ترکی بر خلاف فارسی انعطاف زیادی برای اصطلاحسازی دارند به عنوان مثال از کلمهي دیل به معنی زبان در ترکی 36 اصطلاح و تعبیر موجود است: دیل آچماق، دیلآغیز ائتمک، دیلی توتولماق و… علاوه بر غنای لغوی، تحرک و قابلیت واژهسازی، بیان مفاهیم جدید و غنای مفاهیم مجرد و همچنین تنوع بیان و قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی کلام از دیگر عوامل غنای زبان ترکی است. به همین دلیل و به اعتراف زبانشناسان، نثر زبان ترکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی و فلسفی و اجتماعی رساتر و مناسب تر از بسیاری زبانهای دیگر است. افعال ترکی از نظر وجوه و زمانهای متعدد بسیار غنی است، ترکیب این وجوه و زمانها منجر به 50 شکل مختلف برای بیان حالات مختلف میشود. مثلاً در فارسی به جای گلیردیم و گَلَردیم فعل میآمدم به کار ميرود یا برای حالتهایی چون گلهجکدیم (قرار بود بیایم) و گلسئیدیم (اگر میآمدم) در فارسی افعال واحد و مستقلی وجود ندارد. افعال ترکی همه با قاعدهاند، جز فعل ناقص ایمک به معنی بودن. افعال متعدی در ترکی بهسادگی با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته میشود: اوخشاماق = شبیه بودن، اوخشاتماق = 1- شبیه کردن 2- شباهت دادن. افعال متعدی درجه دو و درجه سه نیز در ترکی قابل ساخت است: گؤرماق = انجام دادن (متعدی)! گؤردورماق = به وسیلهي کسی انجام دادن (متعدی درجه دو)، گؤردوتدورماق = وسیلهي انجامِ كاری را فراهم کردن (متعدی درجه سه). ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی به خلق کلماتی منجر میشود که بیان آنها در زبان فارسی با یک یا چند جمله مقدور است. مثال: سئویشدیرمهلیییک (یک فعل در ترکی) = آنها را باید وادار کنیم که همدیگر را دوست داشته باشند (دو جمله در فارسی). |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
علاوه برزبان سومری که در برخی محافل زبانشناسی به عنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترکهای هون، بلغار،بچنَک و خزراز پيش از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گؤکترک و اویغورها) از ششم تا هشتم میلادی، ترکی جدید (شامل ترکی عثمانی، آذربایجانی، جغاتی – اوزبکی و… از قرن شانزدهم تا عصر جدید است. به نظر بعضی محققین کلمه ترک نام قبیله موسس حکومت گوک ترک در 552 میلادی یعنی شخص آشینا بوده است و بعد از آن به کل ملتی که به زبان آنها سخن می گفتند منسوب شده است.
ترکان اوغوزOguz (اوق = ایل + اوُز علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترکها بودهاند و امروزه اکثر ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان از نسل ترکان اوغوز هستند. اوغوزها پس از پذیرش اسلام، به ایران و آناتولی مهاجرت کردند و دولتهای اسلامی بزرگی چون سلجوقیها و عثمانیها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستانها و افسانههای متعددی باقی مانده است، نظیر داستانهای آفرینش، آلپآرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگهنهقون. داستان بوزقورد (گرگ خاکستری از معروفترین این داستانها) حکایت نسل رو به انقراض قبیلهای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی این قبیله دوباره ادامه پیدا میکند. بوزقورد از قدیمالایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستانهای بعد از اسلام نظیر داستانهای ساتوق بوغراخان، ماناس، چنگیزنامه، و ددهقورقود نیز میتوان اشاره کرد. حماسه ددهقورقود به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخوردار است که در مباحث دیگر به آن میپردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون در نظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشتههای یئنیسئی در آسیای میانه قدیميتر از همه است. این سنگنوشتهها با الفبایی متشکل از 159 علامت نوشته شده است که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود. در سال 1970 میلادی نیز در ایسیکگول قزاقستان طَبَق سیمینی از قبر شاهزادهای کشف شد که بر روی آن دو سطر با حروف اورخون و به ترکی قدیم نوشته شده بود: «پسر پادشاه در 23 سالگی از دنیا رفت؛ سر مردم ایسیک به سلامت باد». قدمت این نوشته به وسیلهي رادیوکربن و با تحقیقات دانشمندان شوروی (سابق)500 سال پيش از میلاد مسیح تشخیص داده شد. |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
ترکان دنیا
ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتاً در کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، روسیه، چین، جمهوری آذربایجان، افغانستان، ایران، ترکیه و عراق و به صورت پراکنده در برخی کشورهای دیگر زندگی میکنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000 خانواده زبانهای ترکی، زبانهای ترکی، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا و شاخه ترکی جنوبی (شامل سه لهجه عمده: ترکی آناتولی، ترکی آذربایجانی و ترکی ترکمنیزبان) اقلاً 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیای میانه، و شبه جزیره بالکان – اروپا بوده است. در همین سال زبان فارسی (سه لهجه عمدهي آن: فارسی(ایران)، دری(افغانستان)و تاجیکیزبان تقریباً 40 میلیون نفر در خاورمیانه و آسیای میانه بوده است. درحال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
سالاملا بو منيم غيرتيم![]() |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
İran hakimiyyəti Sünni Türk şairinə əzizləmə törəni keçirdi
Urmu News(28 oktyabr): Urmiyəli tanınmış şair və din alimi “Dədə Katib”ə (4 aban, 26 oktyabr) cumə axşamı (saat 14:00-də əzizləmə törəni keçirildi. Törən şairin yaşadığı qəsəbə “Quluncu”da və batı Azərbaycan İrşad idarəsi tərəfindən düzənlənmişdir. Neçə ay öncədən Qulunculu kültür və sənət sevənlərin Dədə Katib əzizləmə mərasimini keçirmələri üçün yetgililərdən izin istədiklərinə rəğmən izin verilmədi, ama nəhayət İrşad idarəsi adına mərasimi keçirməyə qərar verilmişdir. Azərbaycanın Sünni Türklərinin böyük qəsəbələrindən biri olan Quluncu mədrəsəsində keçirilən Törəndə Urmiyə şəhərinin İslami şura məclisində olan vəkilləri, İrşad idarəsi yetgililəri, Urmiyə və başqa şəhərlədən gələn bəzi tanınmış şair və aşıqlar, Ənzəl mahalı bəxşdarı və Qulunculu aşıq və şairlərinin çıxışları olub. Merasime qatılan cemiyet 2 mine yaxın xeber verilib. İran sevgisi və İrançılıq danışıqlarının əsas qonusu olan yetgililərdən ilk çıxış edən Ənzəl bəxşdarı olmuşdur. O Quluncu əhalsindən yaxında həyata keçiriləcək “Xubriqan” məclisi seçgilərinə qatılmalarını istəmişdir. Urmu şəhəri millət vəkilləri (Abbaspur, Fəttahi və Cəhangirzadə) isə danışıqlarında İranda ırqlar və məzhəblər arasında heç bir ayrı seçgilik və fərq yoxdur deyə birlikdən və İrana bağlılıqdan söz etmiş və əhalini bunları gerçəkləşdirməyə dəvət etmişlər. Mərasimdə çıxış edən Aşıqlar o cümlədən aşıq Dehqan, “Vərdan”lı Aşıq Mənaf, Qulunculu Aşıq Bəxşəli, aşıq Bulud və Qulunculu aşıq Zəkərya, Dədə Katibin şərləri ilə bəstələnən Urmu aşıq mahnılarını oxudular. Eləcə də Urmu şairlərindən Səyyad Gülipur və Babəli Cəvanmərd Öz şərlerini oxumaqla çıxış etdilər. Mərasimin sonunda Dədə katib mərasimə qatılanlardan təşəkkür edib və öz şerlərini iştirakçılara oxudu. Mərasimin sunucusu İrşad idarəsində yetgili olan Abbaszadə idi. Mərasimin keçirildiyi Quluncu mədrəsəsi və onun ətrafında bir çox sayda İntizami polis və İttilaat quvvələri və Ənzəl mahalının “Bəsic”lərinin yer aldığı xəbər verilibdir. İran qəzetinin Türkləri aşağılıdığı karikatürə qarşı həyata keçirilən etiraz aksiyalarından sonra bu etirazlara çox geniş qatılan Azərbaycanlı Sünni Türk fəallarına olan təzyiqlər də artmışdır. Sünni Türklərcə onların məruz qaldığı sıxıntı və basqılar Türk və Sünni olduqlarından dolayı daha artıqdır. Urmiyə, Salmas və Xoy şəhəerlərində yaşayan Sünni Türklərin 150 mindən artıq nufüsə sahib olduqlarına rəğmen heç bir mədəni dərnek ve qurumları yoxdur. Onların dövlət dayilerində işə alınmaları çox az və yaşadıqları bölgələr isə iqtisadi baxımdan olduqca geridə saxlanılmışdır. Bir çox Azərbaycanlı siyası fəal və hətta şairlərin mərasimə dəvət olmalarına qarşı çıxan irşad idarəsi və Ənzəl Bəxşdarı muxalifətlərinə dəlil olaraq mərasimin siyası olmadığına işarə etmişlər. Özəl olaraq Azərbaycanlı Sünni Türk mədəni fəalları ilə sıx əlaqədə olan Nağadəyli aşıq və şairlərin mərasimə dəvət olmaları qadağan edilmişdir. İrşad idarəsi yetgililərinin dediklərinə görə Xurdad hadisələrində Nağadəydə zidd-i İnqilab quvvələrin çox fəal olduğu onlar üçün bəlli olmuşdur. Qeyd etmək lazimdir ki Azərbaycan Türklərinin Xurdad ayı etirazlarında 14-dən artıq Nağadeyli etirazlarda iştirak etdikləri üçün İran hakimiyyəti quvvələri tərəfindən öldürülüdü. |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
![]() |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
گرگ ، تندیس غرور و تنهایی (2)
شاید دشوار بتوان گرگ و سگی را به نخستین بار از دور ز هم تمیز داد و شاید بدین علت بوده باشد که در راه ماندگان بسیاری ز ترس یورش گرگ، سگان را ز پای در آورده اند، چرا که این دو گونه ز جنس از یکدیگر متمایز هستند و گر نه که هر دو از رده پستانداران و راسته گوشتخواران و از تیره سگ سانان هستند اما یکی از جنس گرگ و آن یکی از جنس سگ اما به لحاظ ظاهری تفاوتهایی را میانشان می باید قائل بود. در میان گرگ ها عمدتا پوست بدن به لحاظ کرک چینی از شکلی نا منظم بهره می برد و به ندرت و به جز در گونه ها و یا زیر گونه هایی خاص متفاوت است . شکل گوش ها به گونه ای متناسب با جمجمه است و از محیط گسترده تری بر خوردار است و تیزی نوک آن قدری به جلو و به جانب پوزه خمیده است و در راستای شیب گردن قرار دارد ، به شکلی که آرایش همگونی را از نیم رخ با زاویه گردن پدید آ بسیاری از باورها و القائاتی که در ارتباط با گرگ ز دیروز تا به امروز سینه به سینه نقل گردیده و دریغ از لحظه ای تامل و اندیشه که بر آن روا نگشته و روز از پی هر روز آنرا ز دیروز به ظاهر پروارتر و از درون تهی ساخته ، به جز خرافه هیچ نیست . از صدقه باورهای اینچنینی ست که شکار کشی در پی زور آزمایی باروت و حیات ، گرگی ره گذر یا آرمیده را هدف قرار می دهد و یا در فلان منطقه به برکت تلی از نعش گرگ ها خرمنی ز آتش می افروزند . یا به جهت نمایش در همین ایران خودمان سر از خیابان مولوی در می آورند . صد البته که نکته ای را نمی توان رد نمود و آن آنکه البته که گرگ گوشتخوار است و در زمره گونه های شکاری قرار دارد و به جهت تامین غذا به خصوص در فصول سرد از برای خود و توله هایش از هیچ کاری به جهت تامین غدا روی گردان نیست اما جزایش تکفیر و نفرین نیست و ... که بجایش بدان نیز اشاره خواهد شد . گرگ را می باید گونه ای ساختار گرا بر شمرد . چرا که طبقات اجتماعی را به وضوح در میان دسته های مختلف آنان می توان مشاهده نمود .رهبر نر - ماده افضل - ماده ها و نرهای بزرگ سال - جوانان و توله ها که در میان آنان نیز اکبر و اصغر به چشم می خورد . اجتماعی که زندگی جمعی را بر عزلت گزینی ترجیح داده اند . اجتماعاتی که از ۱۵ قلاده تا به ۴۰ قلاده در آنها متغیر بوده و دسته هایی که اتحاد را بسیارنیک بر می تابند . قانون نانوشته ای جاری ست به میانشان که فرد، فرد اعضای گروه را ملزم به گردن نهادن بر آن می نماید که در غیر این صورت چاره جدایی ست و مجبور به جدا شدن از گله می گردند و گرگ هایی آواره و دله را نمایان . در هر دسته از گرگ ها، مشخصا گرگی نر به نام آلفا و گرگی ماده که جفت وی محسوب می گردد وجود دارند و باقی خویشانند که دیگر اعضای دسته را تشکیل می دهند و همه به جفت خویش بسیار وفادار و جانفشان ،خصوص به موسم جفتگیری . شاید در این میان بتوان آنان را با قو ی زیبا مقایسه نمود که در میان آنان نیز قانون تک همسر گزینی رعایت می گردد و ماده گرگ و جفتش تا به پایان عمر با هم میزیند . دسته به شکلی جمعی به شکار می پردازد و به شکلی جمعی نیز از شکار سهم می برد که البته به تعداد گرگ ها نیز وابسته است و در این بین وظیفه غذا رسانی به گرگ های ماده حامل توله بر عهده گرگ های نر می باشد . وظبفه مضاعفی دیگر که حمایت از توله گرگ های مقیم در گله نام دارد . خصوص آنکه توله هایی که پس از ۶۰ روز به دنیا می آیند به ابتدا نابینا و نحیف هستند و تکیه بر مهر مادر دارند . به پس از دنیا آمدن توله ها . گله مهاجرت خویش را به جهت یافتن غذا آغاز می نماید . آنان حریم و قلمرو خویش را مشخص ساخته و ره از میان دره ها و دشت ها و دره ها و کوه ها را پی می گیرند و به شنا از رودخانه ها و دریاچه ها می گذرند. گاه امکان دارد در حین سفر دو دسته به یکدیگر ملحق گردند و دسته بزرگتر و قدرتمند تری را به وجود آورند . در حین سفر توله ها رشد می یابند و فنون شکار را از دیگران نیک می آموزند ، اما به پیش از آن آموزه اصلی، مشارکت در بدست آوردن طعمه است و کاری تیمی تا به سال دیگر که گله را یار باشند . آنان می آموزند تا با دیگران زندگی کنند . در بسیاری از سفرهایی از این دست ،بسیاری از گرگ ها و خصوصا نرهای دسته به علل مختلفی تلف می گردند. یا به حکم کهولت سن و یا به واسطه حفاظت از ماده های دسته در تقابل با گرگ های رانده شده از دیگر گله های مهاجر . کاهش نر های دسته های گرگ سان موجبات توفیق دیگر گله هارا فراهم می آورد و دسته را مغلوبه می سازد و این زمانی ست که ماده ها می توانند از جانب دیگران مورد تعرض واقع شوند . چرا که تا پیش از آن گرگ های خارج از دسته حق نزدیکی با ماده گرگ ها را ندارند و نداشته اند و نخواهند داشت، تولید مثل که بجای خود و از این رو ،به لحاظ طبقه بندی اجتماعی در پایین ترین رده طبقاتی قرار می گیرند، که آنان همیشه در پی جامعه ای بدون طبقه روانند و چه بسیار از آنان نیز که از این روی گریزان و منفرد گشته اند .... ادامه دارد |
|
+ یازیلیب
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو |
|
|
آنا صحیفه پست الکترونیک آرشیو |
| وبلاگ باره سینده |
|
|
RSS
|