تبليغاتX
آناتوپراقیم
گونی آدربایجاندان گلر هارایلار
عباس لسانی در اعتصاب غذا

تاریخ : 11/10/85 دوشنبه



عباس لسانی در اعتصاب غذا



آغاز اعتصاب غذای عباس لسانی در بند هفت زندان اردبیل


مطلب آردی
+ یازیلیب  سه شنبه 12 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 
شوراي امنيت سازمان ملل شنبه شب قطعنامه تعديل شده سه كشور اروپايي را تحت فشار آمريكا در حالي كه بخش‌هاي متعددي از آن با اعمال نفوذ روسيه و چين حذف شده بود، تصويب كرد.

مطلب آردی
+ یازیلیب  سه شنبه 12 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
Güney Azərbaycanın orta doğuda bir örnək toplum halına gələbiləcəyi heç də mahal bir arzu deyildir. Bu arzu isə güneydə Azərbaycan Türklüyü qavramının təsbit olmasıyla gerçəkləşəcəkdir.Və Demokrasi…, Demokrasi heç unudulmamalıdır
+ یازیلیب  دوشنبه 11 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 

سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه اي در مورد محکوميت رضا عباسي، فعال دانشجويي و حقوق بشري در زنجان به اتهام توهين به رهبري و تبليغ عليه نظام، ابراز نگراني کرد. عفو بين الملل اعتقاد دارد اين محکوميت به دليل فعاليت هاي مسالمت آميز و خقوق بشري عباسي است. عفو بين الملل همچنين نگراني خود را از تهديد خانواده عباسي توسط نيروهاي امنيتي ابراز داشته است.

رضا عباسي اولين بار در ارديبهشت ماه 1383 به دليل راه اندازي کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان به همراه ديگراعضاي موسس اين کميته، عليرضا جوانبخت، سعيد نعيمي و ايلگار مرندلي دستگير شد. در ارتباط با فعاليت هاي او و همچنين کميته دفاع از زندانيان سياسي [آسمک] آذربايجان با مهندس عليرضا جوانبخت قولونجو سخنگوي آسمک گفتگويي انجام داده ايم.

آقاي جوانبخت در مورد حکم صادره براي رضا عباسي توضيح دهيد.
رضا عباسي عضو آسمک و همچنين عضو سازمان ادوار تحکيم وحدت است که به خطر فعاليت هايش چندين بار زنداني شده و اين بار هم شرايط سختي براي او ايجاد کرده اند. او که حدود 2 ماه در سلول انفرادي بوده به 1 سال زندان محکوم شده که 6 ماه آن به جرم توهين به رهبر جمهوري اسلامي و 6 ماه ديگر به دليل تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي است. جالب اينکه اداره اطلاعات زنجان از خانواده عباسي خواسته است در مورد وضعيت فرزندشان در زندان اطلاع رساني نکنند.

پيشينه فعاليت و روش کار کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان چيست؟
در دهه اخير با گسترش گفتمان برابري طلبي و هويت جويي در آذربايجان، حکومت نيز سرکوب و اختناق را در اين منطقه افزايش داده است. اما از آنجا که متاسفانه اين سرکوبها و اعمال فشار و محدوديت بر فعالان سياسي و فکري در آذربايجان با سکوت رسانه ها و سازمانهاي سراسري مدافع حقوق بشر ايران مواجه شده است، از سالها پيش لزوم تشکيل سازماني منطقه اي براي مقابله با اين بايکوت و تلاش در جهت رساندن صداي دهها زنداني سياسي و عقيدتي به اولويت اساسي فعالين حقوق بشر در آذربايجان تبديل شده بود. بر اين اساس کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان در آذر سال 1381 تاسيس شد و توانست به عنوان سازماني با خط مشي حقوق بشري تاثير زيادي در شکستن جو اختناق و سکوت داشته باشد .اگرچه دستگيري و محاکمه چهار نفر از موسسين کميته در سال 1383 وقفه اي چند ماهه در فعاليت آسمک ايجاد کرد ولي با همت جمعي ديگر، کميته مجددا سازماندهي و فعاليتش دوباره آغاز شده است .اصول کاري ما عبارتند از: 1-.دفاع از حقوق زندانيان سياسي و عقيدتي به هر نحو ممکن و بدون توجه به گرايش سياسي و فکري زندانيان 2- اطلاع رساني دقيق و مستند در مورد نقض حقوق زندانيان و پرهيز از جنجال آفريني 3- ايجاد ارتباط و همکاري با ساير گروههاي مدافع حقوق بشر.

گفتيد که سازمانهاي ايراني مدافع حقوق بشر در مقابل سرکوب فعالان آذربايجان سکوت مي کنند، منظورتان چيست؟

يعني برخي از گروهها و سازمانهاي مدعي دفاع از حقوق بشر رفتارهايشان کاملا سياسي است و احيانا چون با انديشه و تفکرات فعالان سياسي آذربايجان موافق نيستند و يا به زعم خود آنها را مخالف باورها و اصول سياسي خود مي دانند در مقابل نقض حقوق شهروندي آذربايجانيها سکوت مي کنند. بعضا حتي برخي گروههاي اپوزيسيون و رسانه ها در قضيه سرکوب دگرانديشان آذربايجان با جمهوري اسلامي همنوا ميشوند و حکومت را به اتخاذ روشهاي سرکوبگرانه دعوت مي کنند. حتما نامه يکي از اين مدعيان به خاتمي را جهت توقيف نشريات ترکي و سرکوب هويت طلبان آذربايجان بخاطر داريد. اتخاذ اين روشها قطعا فاصله ها را زيادتر ميکند و امکان عمل جمعي را سلب مينمايد. البته الان خوشحال هستم بگويم که ما نشانه هايي از تغيير در اين نوع نگاه به فعالين آذربايجان را مشاهده ميکنيم .

خوب اين اتهام متوجه خود شما هم هست که فقط از فعالين يک منطقه و يا از يک ديدگاه خاص حمايت مي کنيد.

من توضيح مي دهم، ماهيت اين دو متفاوت است ما چنانچه از اسم کميته مشخص است عرصه فعاليتمان فقط آذربايجان است، اما البته نسبت به ساير مناطق هم بي تفاوت نيستيم و در حد توانايي خود اخبار را پوشش مي دهيم. در محدوده آذربايجان نيز ما نگاهمان به همه جريانها و انديشه ها يکسان است و بعنوان يک گروه حقوق بشري از همه افرادي که آزادي شان سلب ميشود و به خاطر انديشه و فکر يا روش و سبک زندگي خود محبوس ميشوند دفاع مي کنيم.

مهمترين موارد نقض حقوق بشر در آذربايجان چيست؟

کلا در ايران و ساير کشورهاي داراي حکومت خودکامه حقوق انسانها به رسميت شناخته نميشود و يا به صورت ظاهري فقط در کتابهاي قانون ظاهر مي شود.همه مردم ايران از اين نظر شبيه هم هستند ليکن در آذربايجان مشکل مضاعف است. مساله ممنوعيت آموزش به زبان ترکي يک مشکل ريشه اي است و نقض روزمره حقوق انساني همه مردم آذربايجان است. از مسايل ديگر ممنوعيت نامگذاري کودکان و اماکن عمومي به زبان ترکي است که نوعي جنايت فرهنگي است. تغيير اسامي تاريخي شهرها، کوهها، رودها و ...مشکل ديگر است، مردم اين منطقه حق ندارند با همزبانان خود در آنسوي مرزها ارتباط فرهنگي و علمي داشته باشند، نگاه امنيتي به مراودات و رفت و آمدهاي مردم به کشورهاي همسايه امان مردم را بريده است، محدوديتهاي فراقانوني براي سرمايه گذاري در آذربايجان نيز به کاهش رشد اقتصادي، افزايش بيکاري و در نتيجه مهاجرت به شهرهاي مرکزي ايران شده است که غيرمستقيم موجب "آسيميلاسيون فرهنگي" ميشود. سرکوب و اختناق نيز در اين منطقه شديدتر است اما مساله مهمتر اين است که اينها، يعني نقض مداوم و مستمر حقوق بشر، از طرف برخي رسانه ها و گروهها عمدا يا سهوا بايکوت مي شود و بسياري از مردم و نخبگان اساسا بيخبر ميمانند. در حاليکه ما انتظارمان اين است که به اين نکته توجه شود.

+ یازیلیب  دوشنبه 11 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 

خيلي دوست داشتم كه در مملكت ما هم مي شد وقتي حقي از آدم ضايع مي شود شكايت كرد.اما گويا قواعد حاكم بر تدبير اين ملك گونه اي ديگر است و من بايد از شعف ناشي از بازي با حقوق دست بشويم.ناگفته نگذارم كه اين شعف ناشي از حس پبشرفت اجتماعي است.زيرا تا جامعه ما به جهات مختلف پيشرفته و توسعه يافته نباشد گستردگي و پيچيدگي حقوقي نيز پديد نمي آيد.و صد البته پيشرفت شعف هم دارد.اما انگار ما بايد در بساطت ساليان دور بمانيم و از دنياي جديد چند ماشين تكنولوژيك داشته باشيم.نمي دانم البته تا كي فرصت استفاده از اين كامپيوتر برآمده از مجاز اعداد را خواهم داشت بنابراين از اين ماشين استفاده مي كنم و از پنجره مجازي اش شهادت مي دهم.

امروز و در اين ساعات، شش ماه از بازداشت دوست و همفكرم رضا عباسي مي گذرد.خود را موظف به شهادت در مورد او مي دانم به خاطر ظلمي كه در حقش رواداشته شد و مي شود.بنابراين شهادت مي دهم : رضا عباسي در روز ششم تير ماه 1385 توسط چند مامور اداره اطلاعات استان زنجان دستگير شده است نه آنگونه كه در دادنامه شعبه اول دادگاه زنجان آمده است در هفتم آن ماه.توضيح مي دهم يا روز دستگيري رضا عباسي به هنگام صدور حكم جلب در ذكر تاريخ اشتباه شده است يا هنگامي كه قاضي معصوم خاني حكم را تقرير يا تحرير مي كرده است خطا صورت گرفته است يا حكم جلب فرداي روزي كه متهم را دستگير كرده اند صادر شده است.

 

 

شهادت مي دهم: چنان نيست كه در دادنامه آمده و ذكر شده است كه رضا عباسي توان ارائه كفالت نداشته است بلكه از زمان بازداشت وي بارها خواهر، خواهر شوهر، پدر و مادرش به دادسرا و دادگاه انقلاب مراجعه كردند و خواهان كفالت رضا عباسي شدند اما قضات قبول نكردند.

شهادت مي دهم: به اتفاق يكي از اقوام رضا به تهران رفتيم و با آقاي محمد علي دادخواه وكيل دعاوي براي قبول وكالت صحبت كرديم.وي با كمال تواضع ما را پذيرفت و خود و دستيارش وكالت رضا عباسي را برعهده گرفتند.چند روز بعد دستيار محترم به زنجان آمد اما نه دادگاه اورا پذيرفت و نه رئيس زندان به وكيل اجازه ملاقات با موكش را داد در حالي كه وكيل مطابق قانون اين حق را داشت.در نهايت اداره اطلاعات از پدر رضا عباسي خواست تا از گرفتن وكيل صرف نظر بكند.

شهادت مي دهم: رضا عباسي در آزمون ورودي سازمان تامين اجتماعي قبول شد اما اداره اطلاعات زنجان به او صلاحيت استخدام نداد.از رضا در جلسات پي در پي بازجويي در اداره اطلاعات خواستند تا تعهد دهد ديگر هرگز فعاليت نداشته باشد.

شهادت مي دهم : رضا عباسي از زمان بازداشت به مدت چهار ماه در بخش قرنطينه زندان زنجان محبوس بوده است و در اين زمان گاهي با متهمين به قتل هم سلول گشته است.

شهادت مي دهم: رضا در دوران بازجويي تحت فشار بوده است تا بر عليه ديگري اعتراف كند و يا توبه نامه بنويسد.اما رضا به هيچكدام از اين خواسته ها گردن ننهاده است.(براي اينكه رسمي نباشد يا براي اينكه خود موضوع مي گويد بنويس مرا، مي نويسم : سالهاست آرزو مي كنم اي كاش بازجويان اطلاعاتي و استخباراتي در تمام دنيا مشتريان حرفه اي ادبيات بودند.ديوان شمس و ديوان نسيمي مي خوانند.رمان مي خوانند.در ايران مي توانند آواز كشتگان، سال بلوا، آزاده خانم و نويسنده اش، سنگي بر گوري و صد ها اثر ايراني يا ترجمه شده ديگر را بخوانند؛ تنها براي باور انسان.)

شهادت مي دهم: هرگز رضا عباسي را در حال قانون شكني نديده ام.رضا را در حال توهين به هيچ انساني نديده ام.او در دوران بازجويي و محاكمه اش نيز به صراحت گفته است هيچ كار غير قانوني نكرده و به كسي توهين ننموده است.

شهادت مي دهم: بسياري از همشهريان زنجاني نيز مي توانند چنين شهادت نامه اي اراده كنند.به عنوان كسي كه تدوين حقوق را پيشرفتي بزرگ در تاريخ بشريت مي دانم از اين همشهريان مي خواهم نه فقط به خاطر رضا بلكه به خاطر اجتماعي كه در آن زندگي مي كنيد و به نشانه حرمت به ميراث فرهنگي و زبان مورد هجوممان تركي براي رضا شهادت دهيد.سكوت ما تنها به قانون شكنان و بازيچه سازان حقوق ياري مي دهد.

و نهايت؛

شهادت مي دهم: رضا به خاطر دفاع از حقوق انساني تركان در ايران زنداني شده است.او مي خواهد زبان تركي در مدارس و دانشگاهها تدريس شود.او مي خواهد به هزينه دولت به هويت تركي توهين نشود.او مي خواهد هر كس حق شكايت از هر كس را داشته باشد.او عميقا به فرهنگ شبان رمگي بي ايمان است.او دروغگو نيست.به او و به عقل و قلب خود باور كنيم.او گوشه اي از همه ما ماست كه جسور شده است.در زنجان رضا عباسي نام دارد در اردبيل عباس لساني و بهروز عليزاده و در اروميه و تبريز صدها نام ديگر.

 

+ یازیلیب  دوشنبه 11 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 
چندی پیش یکی از تشکلهای دانشگاه آزاد به نام کانون وحدت جلسه ی پرسش و پاسخی با حضور محسن آرمین یکی از اعضای برجسته ی مجاهدین انقلاب اسلامی برپا نمود که محسن آرمین در این برنامه از آزادی و دموکراسی و ....(گویی اینکه در 8 سال حضور طیف موسوم باصلاح طلبان این مسائل پرداخته شد)مدافعه نمود .

در این برنامه هر گاه سوالات ملی و مشکلات آذربایجان میرسید . مجری برنامه به سانسور این سوالات میپرداخت و دانشجویان هویت طلب که در هر فرصتی دوست دارند مسئولین نظام را در مورد پایمال نمودن حقوق ملی خود به چالش بکشند ناکام مانده بودند . که در بخش سوال – جواب شفاهی ، یونس زارعیون دبیر تشکل آرمان به طرح چندین مسئله پرداخت .

وی در ابتدای سخنانش از آرمین و یارانش به عنوان اولین مطرح کنندگان دیالوگ خودی و غیر خودی که انسانها را به درجه 1 و 2 تقسیم می کند انتقاد نمود که آرمین با عصبانیت جواب داد : خودی و غیر خودی ما چیز دیگری بود و اینچنین که امرز مطرح می شود نبود .

زارعیون در ادامه گفت : آقای آرمین برای آذربایجان چپ و راست فرقی ندارد مگر در دوران 8 ساله اصلاح طلبان چه کاری برای آذربایجان کرده اید ؟

مگر دوست و یار هم جناحی شما آقای بهزاد نبوی در مجلس ششم در مقابل اصل 15 که اعلمی مطرح نموده بود نایستاد ؟
و یا ایشان وقتی وزیر صنایع بودند و هر روز یک کارخانه در اصفهان افتتاح می شد برای اذربایجان کاری کردند؟

وی که در مقابل سوالات دبیر تشکل آرمان سخنی برای گفتن نداشت با عصبانیت گفت : این چه سوالاتی است که مطرح می کنید ؟

زارعیون در سوال دیگری از آرمین پرسید : آقای آرمین اصلاح طلبان و در راس آقای خاتمی چرا از دانشجویانی که در دفاع از خاتمی برخاسته بودند حمایت نکرد؟

وی همچنین گفت : آقای آرمین در حوادث اخیر آذربایجان شما کجا بودید ؟ که آرمین با چهره ای پریشان و در هم ریخته گفت : من خونه ی خالم بودم .

شایان ذکر است که بعد از این سوال-جواب اکثر دانشجویان حاضر در سالن با تضویقهای خود رضایت خود را از مسائل مطروحه نشان دادند ولی گویا برگزارکننده برنامه صیام گنجه ای از ناخشنودی مهمانش ناراحت بود . چنانکه وی تحمل اوضاع را ننموده و پشت تریبون رفت . وی با کمال گستاخی فعالان هویت خواه را قوم گرای همردیف و متحد بنیاد گرایان دینی نامید و آمادگی خود را با برخورد فیزیکی با قوم گرایان !!! را اعلام نمود . که بعد از این سخنان حضار سالن به مسخره این دبیر باصطلاح سیاسی بو قلمون صفت که روز مارکسیست تر از مارکس است و روزی در خدمت بعضی اقایان و روزی دوم خردادی است و در انتخابات هم از آقای درس خوان که جزو ائتلاف حامیان دولت بود حمایت می کند!!!

+ یازیلیب  دوشنبه 11 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 
قيزيل آذربايجانين ماهنيشان شه هه ري نين بيليم يوردلولار طرفيندن اي ييرمي بير آذر حركاتي نين غلبه چالماسي نين آلتميش بيرينجي ايل دؤنومونو قوتلاماق تؤره نينه قاتيلان اؤيرنجيلرفارس رئ‍‍ژيمي طرفيندن بير چوخونو وورولوب ياخالانماسي نين آردينجا ، ماهنيشان-ين قهرمان اهاليسي طرفينده ن رئژيمين بوايشينه تپكي گؤسته ريله ره ك ، آذر آيي نين 22سينده بوتون اهالي كوچه لره تؤكولوب بؤيوك بير آكسييا كئچيردي . اهالي نين مدني ائعتيراضلاري فارس رئژيمي -نين زنگان و باشقا شهرلرده ن ماهنيشان شه هه رينه آخين ائتدي يي آنتي آكسييا گوجلري طرفينده ن غير مدني بير طرز ده جاواب وئريله ره ك ، بير چوخ اهالي-نين يارالانيب و ياخالانماسينا سبب اولوبدور . كي ، هله ده بو باسقيلار وتضييقلر آرديجيل اولاراق داوام ائتمك ده دير. قئيد ائتمه سي لازيدير كي ، بو آكسييا دا اوچ يوز نفرده ن آرتيق مدني اهالي ياخالانميشديرو ياراليلارين سايي چوخ اولدوغونا گؤره هله بللي دئييلدير . بو آنتي فاشيسم اكسييا نين رئژيمين مامورلاري طرفينده ن فيلمي چكيله ره ك ه او فيلملرين اوزه رينده ن آكسييايا قاتيلانلاري تاني ييب ياخالانارق ، توتولانلارين سايي هله ده آرتماقدا دير . بونو ايسه آرتيرماليدير كي، ماهنيشان شه هه ري اوجقار بير يئرده يئرله شمه سينه گؤره ، رئژيمين بو شه هه رده تؤره تدي يي جينايتلري گؤزلرده ن ايراق قالير. ( بيليملي بير قايناغين دئدي يينه گؤره ، بو مدني آكسييايا قارشي رئژيمين سرت داورانماسينا ماهنيشانين پارلامئنت ده كي ساتقين نماينده سي رضا عبدالهي – نين گؤستريشي سبب اولموشدور) بو آكسييادا توتوقلانانلارين بير نئچه سي نين آدلاري :

1- جواد سعادتي ( كارمند تعاون روستايي)
2- حاج روحالله كريمي ( دبير)
3- حاج صفي الله كريمي ( شهردار كه پس از اين تظاهرات از طرف استاندار زنگان انفصال از خدمت شد )
4- حافظ سعادتي ( كارمند اداره برق )
5- رحيم سعادتي (دبير وعضو شوراي شهر )
6- محمد محمدي ( كارمند اداره برق )
7- علي رضايي
8- امين بيگدلي ( از اهالي رئستاي ميراخور )
9- مهدي صيادي ( دبير )
10- مهدي شكري
11- تقي رضايي
12- ذوالفقار خانجهاني
13- علي ملكي ( دانش آموز دبيرستان )
14-؟ خانم ملكي ( دبير )
15- علي ياوري ( دانش آموز دبيرستان )
16- ربعلي ملكي
17- حميد رضايي ( دانش آموزدبيرستان )
18- كاظم ملكي


بونوايسه قئيد ائتمه ليدير كي ، بو آكسييانين آردينجا بيجار توركلرينده ن اولان ماهنيشان بيليم يوردونون اؤيرنجيلرينده ن16 -سي رئژيمين باسقي آلتي اولان ، اينظيباطي كميته يه چاغيريليبلار .

+ یازیلیب  دوشنبه 11 دی1385ساعت 12 PM یازار آلپای قولونجو | 


  20 yanvar faciəsinin baş verməsindən 15 il keçir. Düşmən cəbhəsində "qurbanlar" hazırdır. Biz isə hələ də baş kəsməyə hazır deyilik... İşğal altında olan torpaqlarımız, əsirlikdə qalmış qardaş və bacılarımız, şəhidlərimizin ruhu bizdən tələsməyi tələb edir.
   Ey vətən oğlu! Başını qaldır,kim olduğunu dərk et, silahına sarıl və uc torpaqlarına doğru irəlilə...

Zəfər irəlidədir
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 

 گونئی آذربايجانين ميلی اويانيش حركاتی).

 

       بستر تاريخی - سياسی حركت   ملی  آذربايجان جنوبی   

  در قرنی كه گذشت آذربايجان جنوبی شاهد چندين حركت ملی در جهت احقاق "حق تعيين سرنوشت ملی" خود بود. حركت انقلابی مشروطيت (1911- 1905) به رهبرﻯ ستارخان، قيام فرقه دمكرات آذربايجان به رهبرﻯ شيخ محمد خيابانی (1920 1917)، نهضت انقلابی 21 آذر به رهبرﻯ سيد محمد جعفر پيشه ورﻯ (1946 - 1945)، حركت ملی مذهبی خلق مسلمان به رهبرﻯ آيت اله شريعتمدارﻯ (1979) ، شوونيسم فارس در مقابله با حركات ملی فوق كه انسانی ترين و ابتدايی ترين خواسته هاﻯ ملت ترک آذربايجان را مطرح می نمود، با خشن ترين اشكال به مقابله برخواست، هر بار با كشتارهاﻯ وحشيانه، تبعيدهاﻯ گسترده و زندان و شكنجه صباحی ديگر بر استعمار و استثمار خويش ادامه داد.

هربار به زعم شوونيسم فارس، مسئله ملی منتفی شده تلقی گرديد مدت كوتاهی نگذشت دوباره فرزندان غيور آذربايجانی به پا خواستند چرا كه ستم ملی در ابعاد وسيع در جامعه در جريان بود و شگرد آسميلاسيون -ذوب كردن- ملی ملل ساكن در ايران در ملت فارس ، سياست رسمی دولتهاﻯ مركزﻯ در هشتاد سال گذشته بود لذا رو دررويی ستم شوندگان و ستم كنندگان امری طبيعی بود وقايع فوق نشان داد علی رغم اينكه همواره فعالين سياسی آذربايجان خواهان حل گام به گام معضلات ملی - سياسی در چارچوب ايران بوده اند، حاكميت هاﻯ شوونيستی قابليت هيچ  تحول گام به گام در جهت تغيير ساختار سياسی خود را نداشته اند . اكنون برترﻯ طلبی سياسی، ملی در عرصه سياسی به برترﻯ طلبی ملی در حوزه اجتماعی فرا روئيده است. وبخش عظيمی از ملت فارس خود را برتر در امور فرهنگی - زبانی و تاريخی  و اجتماعی می شناسند. و برترﻯ موقعيت اقتصادﻯ خويش را امر طبيعی می شمارند چرا كه دولتهاﻯ شوونيستی به همراه احزاب سرتاسری موفق شده اند بخش وسيعی از ملل غير فارس ساكن ايران را در جهت فارسيزه كردن تحت لواﻯ ايرانی بودن ذهنشان را مغشوش كنند. در چنين شرايط دشوار كه به ظاهر همه چيز بر وفق شوونيسم حاكم می چرخيد در انتخابات دوره پنجم مجلس شوراﻯ اسلامی در ايران در اواخر سال 1995 و اوايل 1996 پديده جديد در عرصه سياسی ايران بنام حركت ملی آذربايجان جنوبی به معادلات سياسی اضافه می گردد.

 _ آغازدور جديد حركت ملی- سياسی  آذربايجان جنوبی:

 حرکت بيداری ملی آذربايجان جنوبی

 حرکت  اخير  ملی آذربايجان  جنوبی  از سال 1991  بصوت  تحرکات     ملی گرايانه    گروهی  در دانشگاه ها و  مراکز علمی ،  فرهنگی     و از سال 1995 بصورت  يک حرکت    عمومی    تحت عنوان حرکت ملی آذربايجان جنوبی   آغاز به فعاليت نمود.  شركت دكتر محمود علی چهرگانی در انتخابات دوره پنجم مجلس (1996 1995) و علی رغم حمايت مردم تبريز( 600  هزارنفر رای)   از كانديداﻯ واقعی خويش كه دردهاﻯ تاريخی ملت ترک آذربايجان را به زبان می آورد با ممانعت و تقلب و ضرب و شتم و زندان رژيم شوونيستی حاكم روبرو شد. وقتی نماينده واقعی آذربايجان از امكان بلند گوﻯ مجلس محروم شد بشكل طبيعی اين مبارزه، به كوچه و خيابانها كشانده شد. و در مدت زمانی كوتاه حركت ملی آذربايجان جنوبی به رهبرﻯ دكترمحمود علی چهرگانی در شهرهاﻯ مختلف آذربايجان به شكل وسيعی گسترش يافت و بدنه ﻯ  جوان و دانشجويی حركت ملی ، نويدگرآينده ﻯ روشنی از رشد شعور ملی مردم آذربايجان در آينده نزديك شد .

نفوذ مخافل ملی فرهنگی دربين توده مردم شدت بيشتری يافت، كه شكل بارز آن تجمع ميليونی مردم آذربايجان حول قلعه بابك، قهرمان ملی آذربايجان در نزديكی شهر كليبردر سالهای اخير بود.   بدين گونه شکل نوينی از اعتراض مدنی در تاريخ مبارزات جهانی ثبت شد.در کوهستانهای آذربايجان صدها هزار نفر با شعارهاﻯ " منيم ديلم چؤنه ن دئييل باشقا ديله  دؤنه ن دگيل" ، " آذربايجان اوياقدير، چهرگانيا داياقدير"  گونئی اوزاقدان باخير قارا باغدا قان آخير" آذربايجان قهرمانی چهرگانلی ، چهرگانلی. و... سر داده اند.

برگزاری مراسمهای بزرگداشت خاطره ی قهرمان مقاومت صفرخان قهرمانی، بزرگداشت خاطره ی شیخ محمد خیابانی ،صمد بهرنگی و دیگر شخصیتهای ملی و نیز پخش نشریات ملی و سایتهای  اینترنتی همه بیانگر اینست که سياست آسميلاسيون، تحقير، تبعيض و نژاد گرايی شوونيسم فارس ديگر بار علیرغم فشار رژیم شونیستی  به لحاظ تاريخی ترك برداشته است.

حركت ملی  آذربايجان جنوبی روز بروز حقانيت تاريخی خود را بيشتر نشان می دهد

تنها در دو سال اخير حركت ملی آذربايجان قدمهای مهمی در مقابله با شوونيسم بر داشته است.  بمناسبت 88 و89 سالگرد مشروطيت در شاه عبدالعظيم تهران تظاهرات مهمی سازمان داده شد . علیرغم حمايت حکومت مرکزی از داشناكهاﻯ تروريست ارمنی در جهت سياستهای ضد تركی خود و اجازه ی تظاهرات  در 24 آپريل 2003  به آنان تا با طرح شعارهای ضد ترك در كشوری که  نصف مردم آنرا تركان تشكيل ميدهند فعالين حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی (GAMOH )  با موفقيت به مقابله با اين توطئه ی ضد ترک بر خواستند. به مناسبت 57 مين سالگرد حکومت ملی آذربايجان به رهبرﻯ فرقه دمكراتيك آذربايجان علی رغم مخالفت رژيم تهران از برگزارﻯ اين مراسم، فعالين حركت ملی اقدام به برگزارﻯ اين مراسم در شهر شبستر در كنار مقبره ﻯ پرفسور زهتابی كردند كه به درگيرﻯ مأمورين رژيم و دستگيرﻯ بيش از 300 نفر از فعالين حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی شد.  اين اولين حركت سياسی  در  مرحله اخير  بود که برگزار شد و نشانگر آن بود كه حركت ملی به مرحله ﻯ جديد فراروئيده است و اعتماد خود را به ليبراليزاسيون حاكميت اسلامی و اجراﻯ قوانين 15، 19 و 48 قانون اساسی از دست داده است.

 در 58مین سالگرد 21 آذر1945، امسال بعد از 58 سال برای اولین بار سیمای شهر قهرمان پرور تبریز یاد آور حاکمیت ملی خود  و نیز قتل عام مردم بیگناه خود بدست جنایتکاران پهلوی بود. بالاخره دستان تنومند حركت ملی آذربايجان جنوبی از قلعه بابک به تبريز رسيد وباز رژيم تهران را مقابل خود يافت .

حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( GAMOH ) با قدم هاﻯ محكمی درجهت حق تعيين سرنوشت ملی مردم آذربايجان به پيش می رود.

 

_ گوشه هايی از اهداف حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی:

  با توجه به ضربات وحشيانه اﻯ كه بر پيكر ملی آذربايجان در عرصه تاريخی و فرهنگی و زبانی وارد شده است  و تا حدود معينی سياست آسيميلاسيون و سياست بيگانه پرستی دولتهاﻯ شوونيستی فارس در 80 سال اخير روﻯ روحيات ملی ملت ترک آذربايجان در ايران مؤثر افتاده است لذا حركت ملی امروز در مرحله بيداريست، و GAMOH با توجه به مرحله بيدارﻯ تاكتيكهاﻯ خود را درجهت هدف استراتژيك خود يعنی حق تعيين سرنوشت ملی پيش می برد لذا كلمه ﻯ "اويانيش" يعنی بيدارﻯ را در اين مرحله بكار می برد.

با توجه به اينكه وطنمان آذربايجان بدليل سياست امپرياليستی روسها در سالهاﻯ 1813 و 1828 تحت معاهده هاﻯ گلستان و تركمان چاﻯ به دو نيمه تقسيم شده است،  نيمه شمالی وطنمان امروز مستقل است و نيمه جنوبی وطنمان تحت استعمار شوونيستهاست اين واقعيت سياسی را GAMOH تحت نام واقعی خود يعنی حركت بيدارﻯ  آذربايجان جنوبی بكار می برد. "گونئی آذربايجانين ميلی اويانيش حركاتی" كه مختصراً گاموح  خوانده می شود.

 

  هدف استراتژيك گاموح حق تعيين سرنوشت ملی است؛

 حق تعيين سرنوشت ملی از كانال دولت مدارﻯ در آذربايجان جنوبی می گذرد و می تواند به شكل مشترك و متساوﻯ الحقوق با دول ملل ساكن در ايران پيش رود .دولت تمرکزگرای  کنونی در ايران که حافظ منافع ملت فارس در ايران هست آن گونه که در 80سال اخير ثابت شده است تنها با ديکتاتوری خشن میخواهند اکثريت ملل غير فارس را آسيميله کنند. لذا پايه ی حکومتشان شوونيستی بوده است . جناحين رژيم در اشکال مختلف  کثيرالملله بودن  ايران را به رسميت نمي شناسند.

از نظر گاموح؛ ( GAMOH ) تنها با تکيه به قوانين کنوانسيونهای حقوق بشری و بشرط دمکراسی است که می توان بين شش ملت ساکن در ايران ترک ، فارس ، کرد ، عرب ، بلوچ و ترکمن بشکل فدرال و کنفدرال و بر مبنای حقوق متساوی به همزيستی دمکراتيک بر مبنای قوانين جهانی دست يافت  و در صورت عدم قبول شكل دول مشترك كه از طرف نمايندگان سياسی ملت فارس می تواند زير سئوال برود و اين سياسيون چه در حاكميت چه در اپوزيسيون باعث تجزيه ايران گردند طبيعتاً حق تشکيل  دولت مستقل نيز حق طبيعی شناخته شده در كنوانسيونهاﻯ جهانی حقوق بشر می باشد. گاموح ( GAMOH ) با اين شعار استراتژيك دكتر محمود علی چهرگانی كه " ملل با شرف زير پرچم خود زندگی می كنند و جغرافياﻯ ملی سياسی خود را خود تعيين می كنند " پيش می رود و تاكتيكهاﻯ رسيدن به اين هدف را در چارچوب قوانين عموم بشرﻯ سازمان ملل متحد و تنها با تكيه بر ملت خويش از راههای دمکراتيک  پيش می برد.

­ _ اساس ايدئولوژﻯ (GAMOH ) بر پايه سه اصل؛

( تورك چولوك، معاصرچيليك، اؤزگورلوك) نهاده شده است.

1 ميلی گرايی بر پايه تساوﻯ حقوق با ملل ديگر

2 نوگرايی  و نوانديشی و دمکراسی ( معاصر بودن)

3 آزادي انديشی و سكولاريسم . گاموح ( GAMOH ) به برابر حقوقی زن و مرد  اعتقاد دارد ودين را امر خصوصی می داند و طرفدار جدايی دين از سياست می باشد

 

  _ محدوده ی سياسی اتنیکی  ملل ساکن در ايران

مرزهای استعمارساخته و  تحميلی امروز  بين ملل ساکن در ايران قابليت قانونی ندارد. تغييرات جبری اتنيکی سالهای اخير کوچهای اجباری و تغييرات آگاهانه ی سياسی در جهت مقاصد شونيستی معين بعد از حاکميت رژيم پهلوی 1925 قانونی شمرده نمی شود حدود سياسی اين مرزهای جغرافيايی با توجه به مرزهای اتنيکی قبل از حاکميت رژيم پهلوی و نيز با توجه به قوانين بين المللی در فضايی دمکراتيک بين نماينده گان سياسی ملل ساکن در ايران قابل حل میباشد. 

 محدوده جغرافيا يی آذربايجان جنوبی     

تعريف گاموح  از آذربايجان جنوبی:  اساسا  استانهای آذربايجان شرقی ، غربی، اردبيل باحتساب  انزلی و آستارا   و شهر ستانه   و قصبات تورک نشينی   مثل هشتپر ،  استان زنجان ،  استان همدان (بخش تورک نشين)، قزوين،  ساوه،... می باشد.

   پرچم آذربايجان جنوبی:

 

 موجوديت هر ملتی با سمبلهای سياسی آن ملت در جهان شناخته می شود در اين رابطه از طرف رهبرﻯ گاموح ( GAMOH ) پرچم معينی بمثابه سمبل سياسی حركت ملی تقديم ملت ترک آذربايجان در ايران شده است. اين پرچم نزديكی بسيارﻯ با پرچم دولت مستقل آذربايجان شمالی  دارد. که برای اولین بار  در سال  2003 با دستان تنومند حركت ملی آذربايجان جنوبی در قلعه بابک به اهتزار در آمد  و بعد از آن توسط  فعالين حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی  در داخل و  خارج از کشور بمثابه سمبل  ملی سياسی - پرچم ملی    آذربايجان جنوبی  استفاده می شود .

  

 

_ حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان در عرصه بين المللی:

  نقش رهبرﻯ دكتر محمود علی چهرگانی در تسريع روند حركت ملی آذربايجان جنوبی امرﻯ انكار ناپذيراست در اواخر سال 2001 به دعوت دهها مركز فرهنگی - مدنی و افراد حقيقی و حقوقی و  فشارهای فزاينده   بين المللی   امكان سفر وﻯ به خارج امكانپذير شد.امروز آذربايجان جنوبی بيش از هر زمانی در عرصه بين المللی شناخته شده است.

دكتر چهرگانی در كشورهاﻯ مختلف اروپا از جمله سوئد آلمان فرانسه دانمارك و در نيمه ديگر وطنمان آذربايجان ( جمهورﻯ مستقل آذربايجان) و كشور برادر تركيه و بالاخره در آمريكا ملاقاتهاﻯ مهمی انجام داده است فعاليتهاﻯ وﻯ در قالب دهها كنفرانس خبرﻯ مطبوعاتی و راديو تلويزيونی، ملاقات با شخصيتهاﻯ مهم سياسی تا نمايندگان كميسيونهاﻯ حقوق بشر در كشورهاﻯ مختلف، با نمايندگان احزاب حاكم كشورﻯ تا احزاب قدرتمند در اپوزيسيون، با نمايندگان مجالس در دول فوق تا شخصيتهاﻯ ادبی و فرهنگی صورت گرفته است .

وجود آذربايجان جنوبی و معضلات آن هرگز تا اين حد در مجامع بين المللی مطرح نشده بود. براﻯ اولين بار يك رهبر سياسی آذربايجان جنوبی امكان ديدار با والترشويمر دبير کل شوراﻯ مركزﻯ اتحاديه اروپا را يافت و نيز براﻯ اولين بار يك رهبر سياسی آذربايجان جنوب با سران عالی  رتبه آمريكا در كاخ سفيد ملاقات كرد.

درسايه اين فعاليتهاﻯ گسترده و فشرده امروز تشكيلات ( GAMOH ) از طرف كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به رسميت شناخته شده است. از طرف پارلمان شوراﻯ اروپا طبق سند شماره 9710 در سايت اينترنتی اين پارلمان از حقوق ملی30 مليون آذربايجانی در ايران دفاع شده است، اين سند از طرف كشورهاﻯ بلژيك، مجارستان، اسپانيا، لهستان، ليتوانﻯ، تركيه، اوكرائين وديگر كشورهاﻯ عضو امضاء شده است.

بالاخره درگردهمايی احزاب  دمكرات  ملی دنيا دراستراليا   بيانيه و خواسته هاﻯ حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( گاموح ) در بين احزاب فوق منتشر شد، احزاب شركت كننده در مجمع فوق دقت بخصوصی به اين بيانيه نشان داده و سند مزبور را از طرف منشی اجلاس به دفاتر مركزﻯ احزاب عضو ارسال كرده تا احزاب مذبور در پارلمان هاﻯ ممالك خويش وضعيت حركت ملی درآذربايجان جنوبی و وضع حقوق بشر را بطور جدﻯ ترﻯ دنبال كنند.

تشكيلات خارج از كشور ( GAMOH ):

نزديك يكسال پيش به ابتكاردكتر محمود چهرگانی شعبات ( GAMOH ) در خارج از كشور تشكيل شد و امروز 24 شعبه درشهرهاﻯ مختلف توسط آذربايجانيان مقيم خارج بوجود آمده است. مسافرت خارج از كشور دكتر محمود علی چهرگانی اين امكان را به فعالين آذربايجانی در خارج از كشور داد تا بيشتر در حول و حوش تحولات ملی سياسی در آذربايجان جنوبی قرار گيرند.

- راديو صداﻯ آذربايجان جنوبی: GASR

  تأسيس راديو صداﻯ آذربايجان جنوبی ( گونئی آذربايجان سسی راديوسو) در ژانويه 2003 از اهميت ويژه اﻯ برخوردار است. 57 سال بعد از بسته شدن صداﻯ مستقل آذربايجان در تبريز در زمان حاكميت فرقه دمكراتيك آذربايجان  گاموح درخارج  موفق شد براﻯ اولين بار راديوی مستقل و ملی آذربايجان جنوبی را به داخل پخش کند. اين راديو به غير ازآذربايجان جنوبی و شمالی در نقاط مختلف ايران از جمله تركمنستان ايران و مناطقی از تركيه نيز در طول موج 31 متر هر روز بين ساعت 20 تا 30/20 دقيقه به وقت تبريز شنيده شد . در خارج از كشور نيز هر روز از سايت www.cehreganli.com  .تا اول ژانويه2004  پخش گرديد. اخیرا به دلیل حمله ی تروریستی رژیم اسلامی به پایگاه گاموح در باکو رادیو موقتا تعطیل شده است .

 

_ آتش زدن دفتر و تاسيسات راديويی حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی در باکو

 

با گسترش فعالیتهای گاموح در داخل و خارج بخصوص در رابطه با 21 آذر در تبریز رژیم تروریستی به مقر صدای رادیوآذربایجان جنوبی و دفتر گاموح در باکو با مواد آتش زای کوکتول مولوتوف حمله کرد که نتیجتا ساختمان قرارگاه به شدت آسیب دید و در نتیجه  دو   تن از اعضای گاموح  بشدت مجروح شدند.

 

-انتظار ما از نیروهای دمکراتیک  

ما از نیروهای دمکراتیک و از تشکلهای مدافع حقوق بشر و از کشورهای دمکراتیک  جهانی انتظار داریم که در این مجادله ی دمکراسی علیه دیکتاتوری ، مبارزه علیه تبعیض و تمرکزحاکمیت سیاسی ، مبارزه برای آزادی های سیاسی و حقوق فردی و اجتماعی ملل ساکن در ایران و بلاخره در مبارزه برای احقاق حق تعین سرنوشت ملی آذربایجان جنوبی در کنار  حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( GAMOH ) به رهبری دکتر محمود علی چهرگانی باشند.

 

+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
تا سال 1813 ميلادی آذربايجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه قاجار حاکم بود. در کشوری که سيستم فدرال سنتی – حاکميت خانات - بر آن حکم ميراند مملکتی وليعهد نشين بود. پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آذربايجان به دو قسمت تقسيم گرديد. 280 هزار کيلومتر مربع از اراضی اش همچنان در ترکيب دولت قاجار ماند و 130 هزار کيلومتر مربع از اراضی اش به روسيه تزاری الحاق گرديد. روسيه تزاری پس از اشغال نيمی از آذربايجان شروع به کوچاندن ارامنه و ديگر ملت های به اراضی آذربايجان نمود. پس از برقراری نظام کمونيستی و اشغال دوباره جمهوری دموکراتيک آذربايجان بخشی از کشور آذربايجان شمالی به روسيه – دربند، داغستان- بخشی به گرجستان- بورچالی- بخشی به ارمنستان- گؤيچه، مهری،زنگه زور- بخشی نيز- قاراباغ- پس از سال 1990 به ارمنستان الحاق گرديد. جمهوری آذربايجان کشوری مستق است و مساحت اراضی اش 86 هزار کيلومتر مربع ميباشد. 20 در صد اراشی اش توسط ارامنه
اشغال شده است.
آذربايجان جنوبی:
پس از سال 1925 و لغو کشور ممالک محروسه قاجار و تشکيل دولت ايران توسط رضاخان پهلوی آذربايجان به زور سرنيزه به کشور شاهنشاهی ايران الحاق گرديد- نام دولت ايران برای اولين بار در سال 1936 توسط به اصطلاح مجلس ملی رضاخان تصويب شد- آذربايجان جنوبی 280- 300 هزار کيلومتر مربع مساحت دارد. پس ا ز تشکيل رژيم سئونيستی رضاخان در ايران و تدوين قانون اساسی جديد و تصويب آن در مجلس فرمايشی ، ملت آذربايجان از کمترين حقوق انسانی و ملی اش محروم گرديد. پس از الحاق آذربايجان جنوبی، رژيم به تقسيم اراضی آذربايجان وپيش کشی آن به ايالات ديگر پرداخت. آذربايجان جنوبی تدريجا به استان های آذربايجان غربی، شرقی، زنجان، همدان، تقسيم گرديد . قزوين و ساوه از آذربايجان جدا گرديد. نامهای تورکی شهرها و روستاها حتی اسامی کوه ها و رودخانه ها به فارسی تغيير يافت و سخن گفتن به زبان تورکی در مدارس و شهرها ممنوع گرديد. تحقير و استثمار ملت آذربايجان شروع گرديد. سياست آسيميلاسيون رژيم شاهنشاهی موجب شد که مردم آذربايجان پس از انقلاب های مشروطه و خيابانی به قيامهای ملی در سال 1945 و 1979 بپردازند. در هر دو مورد آذربايجان موفق به تشکيل حکومت ملی گرديد ولی حکومت های فوق با کمک نيروهای خارجی توسط رژيم سرنگون گرديد. رژيم شاه پس از مغلوبيت حکومت ملی آذربايجان در سال 1946 به نسل کشی آذربايجانيها پرداخت. در عرض چند روز بيش از 50 هزار نفر اعدام گرديد و بيش از 200 هزار نفر از آزاديخواهان به مناطق کويری مرکز ايران تبعيد گرديدند و يا زندانی شدند. 30 هزار نفر از آزاديخواها ن مجبور به مهاجرت شدند. در سال 1979 نيز آذربايجان به قيام عليه رژيم دست زد و تحت رهبری حزب خلق مسلمان آذربايجان موفق به تشکيل حکومت تقريبا خود مختار گرديد ولی اين بار نيز نظاميان جمهوری اسلامی توانستند به زور اسلحه حق تعين سرنوشت آذربايجان را پايمال نمايند. سياست رژيم پهلوی پس از انقلاب به ظاهر اسلامی نيز ادامه يافت و آذربايجان باز هم تقسيم گرديد. استان اردبيل تشکيل گرديد و لی تابعيت شهر آستارا از اردبيل سلب شد. تحصيل به زبان مادری همچنان به عنوان گناهی نابخشودنی باقی ماند. سياست آسيميلاسيون با شدت تمام دوام يافت . شمار جمعيت آذربايجان جنوبی توسط سازمان آمار رژيم تهران تحريف ميگردد . رژيم، جمعيت ملل غير فارس را محدودتر و کمتر از رقم واقعی نشان ميدهد . ولی حقايق تاريخی ثابت ميکند که، در حال حاضر بيش از نيمی از اهالی ايران را تورکها تشکيل ميدهند. آذربايجانيها 30-32 ميليون نفر ميباشند. 8-10 ميليون نفر از اهالی آذربايجان به علت مشکلات اقتصادی و اجتماعی به شهرهای فارس نشين مهاجرت کرده اند. بيشترين جمعيت آذربايجانی در تهران سکنی گزيده است و تقريبا نيمی از جمعيت تهران را تورکهای آذربايجان تشکيل ميدهند.
آذربايجان جنوبی عبارت است از: استان همدان، استان زنجان،استان آذربايجان شرقی، استان آذربايجان غربی، استان اردبيل، استان قزوين، ساوه، آستارا و کرج. نقشه های جغرافيايی آذربايجان در قسمت "نقشه" نشان داده شده است.
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
 
ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: یکی از دو زن کرد انتخاب شده در شورای شهر و روستای ارومیه مرکز آذربایجان غربی جمعه گذشته در مسجد اهل تسنن واقع در میدان قیام ارومیه گفت: ترک های ارومیه مهمانان ما هستند وی که برای اولین بار بعد از انتخاب شدن در شورای شهر و روستای ارومیه برای تعدادی از کردهای مقیم این شهر سخنرانی می کرد در ادامه گفت بایستی تلاش کنیم تعداد نمایندگان خود را از 3 نفر به 8 نفر برسانیم.

این زن کرد نماینده در شورای شهر و روستای شهرستان ارومیه در حالی این مطلب تحریک آمیز را عنوان می کند که گزارشات رسیده از این شهر حاکیست انتخابات در این شهر رسما به دو گروه ترک و کرد تقسیم شده بود و وظیفه حفاظت از آرای کردها با نیروهای کرد زبان انتظامی بود ولی حفاظت از صندوق های رای مربوط به ترک ها به نیروهای فارسی زبان سپرده شده بود در عین حال گفته می شود در این شهر 15 صندوق رای مورد سرقت قرار گرفته و دست اندرکاران انتخابات در این شهر این موضوع را از مردم مخفی کرده اند.

یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود گفت : فضای شهرستان ارومیه ملتهب است و در آستانه درگیریهای داخلی به سر میبرد وی در ادامه گفت : سرقت 15 صندوق رای مربوط به ترک زبان در این شهر و همچنین اظهارات تحریک آمیز این زن کرد انتخاب شده باعث عصبانیت مردم ترک این منطقه شده است
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
هر ايل ۳۱ دسامبر دونيا آذربايجانليلارينين همرايليک و بيرليک گؤنو آدلانيب. بو بايرام مسيحيلرين يني ايل بايراملاري ايله ياخين اولاراق داها شئن و داها گؤرکملي گئچيريلير. بو ايلده گئچميشده کي کيمين باکي شهرينده خيابانلار و دووارلار ميللي بايراق٫ همرايليک شوعارلاري و

هر ايل ۳۱ دسامبر دونيا آذربايجانليلارينين همرايليک و بيرليک گؤنو آدلانيب. بو بايرام مسيحيلرين يني ايل بايراملاري ايله ياخين اولاراق داها شئن و داها گؤرکملي گئچيريلير. بو ايلده گئچميشده کي کيمين باکي شهرينده خيابانلار و دووارلار ميللي بايراق٫ همرايليک شوعارلاري و چيلچيراغلار ايله يزنيبدير.

 ۳۱ دسامبر٫ دونيا آذربايجانليلارين همرايليک گؤنو

 ۳۱ دسامبر٫ دونيا آذربايجانليلارين همرايليک گؤنو

 ۳۱ دسامبر٫ دونيا آذربايجانليلارين همرايليک گؤنو

+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
بو آرادا گلوبالیسم میللی دولت لرین گوجونو ضعیف لدیر، بین الملل دگرلر، دمکراسی، انسان حقلری، دگیشیک دیل و دین و کولتورلره قارشی سایغی گونن گونه گوج قازانیر. بو گلیشمه لره قارشی چیخان لار واردیر، اسکی نظامی یاشادماق، بیر میلت نژادینی، دیلینی، کولتور و نظامینی اوسنتون گورن کور ذهنیت لر وار، یازیخ کی بو ذهنیت لر تاریخین ایچینده دگیر، تاریخین اشیینده و قرنلیگینده یاشییرلر.

ئولکه میز ایران دا یوز ایل دن چوخدور، واحد ملت، واحد نژاد و واحد دیل سوداسی بویوک فاجعه لره سبب اولوب ئولکه ده یاشیان میلتلرین اقتصادی، اجتماعی و کولتور انکشافینین قاباغین آلیب، نتیجه ده گلیشمیش و مدنی ئولکه لردن دالی قالیب، 21 انجی یوز ایلده خرافات و گری قالمیشلیغین پنجسینده توتساق قالمیشدیر.


ایرانین گئنیش جغرافیاسیندا، فرقلی دیل، دین، توره و تاریخا صاحب میلتلر اوزون ایللر بیر آرادا یاشاماقدا اوز ئولکه لرینی بیرلیغدا قوروماقدا و قارداش کیمی یاشاماقدالار. نه وارکی سون ایللرده بو وضیعت قاریشیب، بو ملتلرین انکشافی، دگیشیک آنتریکا و اویونلارلا انگلنیب، بیرلیگ آدی آلتیندا، اقتصادی، سیاسی و حقللی ایستکلری تاپتالانیب، تحقیره معروض قالیب، کیملیک( هویت) بحرانی یاشییب، ورولوپ، دویلیپ نتیحه ده سوسدورولوبدور.

دگیشیک و فرقلی اولان ملتلری، اصلی اساسی اولمیان، یالانجی و اویدوروق فیکیرلرله بیر یره توپلاماق و او ملتلری اوزلریندن آییریب، اساسلاریندان اوزاقلاشدیرماق بللی بیر دیلی، ایرکی( نژاد) و نظامی اوستون توتماق فاشیست ذهنیتین اوزی دیر و بللی باشلی هدف لر ایچون اجرا ادیلیر.

چوخ ملتلی ئولکه لرین، ایش بیرلیگی( همکاری)، حقوق بیرلیگی، اقتصادی و اجتماعی گلیشملری، او ملتلرین بیربیرینه سایغی و حرمتی ایله انکشاف الییب و دایمی قالیبدیر. باشدا آمریکا بیرلشیک دولتلری اولماق اوزره، کانادا و گلیشمیش صنایع ئولکه لرینده کیشی( فرد) حق و حقوقونا سایغی ایله بیرلیکده، فرقلی دیل، دین و کولتورلره قارشی سایغی اساس دیر. بو ئولکه لرین اقتصادی و اجتماعی گلیشملرینده بو وضیعت و دوروم بویوک رول اوینامیشدیر. آمریکا دا ایلک باشدا دوقوز ایالتین حقوق و ایشبیرلیگی( همکاری) آنلاشماسیله بیر یره ییغیشماسی، داها سورا انسان حقلری بیلدیرجه سی و آمریکا آنایاساسی( قانون اساسی) چوخ ملتلی بیر دولتی قبول ایلمسی تازا بیر دورون باشلاماسینی مژده لدی و گوستردی. گرچه داها قاباق جا سویس ده و باشقا یرلرده چوخ ملتلی دولت لر قورولموش و باشاریلی نتیجه لر ورمیشدی.

گچن یوز ایل، میللی دولت لرین گوجلنمسی ایران دا اوزونو مرکزی بیر دولت و باسکیگی بیر رزیمله گوستردی، بو آرادا سویت( شوروی) انقلابی روس چارلیغینی داقیدی و شمالدا ینی و مستقل دولت لر اورتایا چیخدی، بو کیچیک دولت لر داها سورا سویت ترکیبینده یر آلدیلار ، گینه ده بو یوز ایل ده فاشیست دولت لر اورتایا چیخدی، سوسیالیزم یاییلدی، کولونی ئولکه لراستقلال قازاندی و نهایت سوسیالیزم ییخیلدی و سویت ترکیبینده اولان ئولکه لر ینیدن استقلالیت قازانذی و بو آرادا کیچیک دولت لر اوتایا چیخاراخ بیرلشمیش میللتلر( سازمان ملل) تشکیلاتی عضو ساییسی ایکی یوزو آشدی. بو وضیت گوستریرکی دنیادا ینی بیردوره باشلییر و هر میلت کندی قدرینی تعیین حقینی الده الییر.

بو آرادا گلوبالیسم میللی دولت لرین گوجونو ضعیف لدیر، بین الملل دگرلر، دمکراسی، انسان حقلری، دگیشیک دیل و دین و کولتورلره قارشی سایغی گونن گونه گوج قازانیر. بو گلیشمه لره قارشی چیخان لار واردیر، اسکی نظامی یاشادماق، بیر میلت نژادینی، دیلینی، کولتور و نظامینی اوسنتون گورن کور ذهنیت لر وار، یازیخ کی بو ذهنیت لر تاریخین ایچینده دگیر، تاریخین اشیینده و قرنلیگینده یاشییرلر.

ئولکه میز ایران دا یوز ایل دن چوخدور، واحد ملت، واحد نژاد و واحد دیل سوداسی بویوک فاجعه لره سبب اولوب ئولکه ده یاشیان میلتلرین اقتصادی، اجتماعی و کولتور انکشافینین قاباغین آلیب، نتیجه ده گلیشمیش و مدنی ئولکه لردن دالی قالیب، 21 انجی یوز ایلده خرافات و گری قالمیشلیغین پنجسینده توتساق قالمیشدیر.بو وضیعت اوزون مدت دوام ادرسه ، میلت یوخسولوک، ایشسیزلیک و فلاکت و نتیجه ده بویوک سوسیال بحران لارلا قارشی قارشیه قالاجاقدیر. ایرانین هر یرینده اولدوقی کیمی آذربایجان وطن پرورلری بو وضیت دن قورتولماق ایچون هر فرصت دن استفاده الییب، دنیا مدنی جمعیت لر کیمی یاشاماق ایسندیغینی گوستریبدیر. اونا گوره ده اورتایا چیخان هر فرصت، تحریک و یا تحقیر بویوک عصیان لارا سببیت وریر. نچه آی قاباق، ایران روزنامه سی( ارگان رسمی خبرگزاری ایران) چاپ الدیغی چیرکین یازی و کاریکاتوری ایله حادثه یاراتدی و آذربایجانین بوتون شهیر، قصبه و کدلری ایاغا قالخدی. بیر آندا هر شی دگیشدی، رئیس جمهور آذربایجانا گلدیغینده ، شهریارین حیدر باباسیندن تورکجه شعرلر اخودی، رهبر بیر ییغینجاکدا تورکجه شعار وردی، ئولکه ده بیردم بیره تورکلوک هواسی اسدی، امما چوخ قیسا سوردو تکرار زندان لار آذربایجانلی جوانلارلا دولدی ، ظلم و شکنجه آغیر شکیلده دوام الدی. گینه نطامین کنترل اینده اولان و پروپاگاند وسیله سی ساییلان رادیو و تلویزیون فارس دیلینی اوستون گوسترماق ایچون الینن گلنی اسیرگمدی، گینه خبر پروگرامیندا فارس دیلیلره سلام وریلدی، ایران دا یاشیان میلیون لارجا تورک، تورکمن، کورد، عرب و بلوچ دگیر، افغانستان و تاجیکستان دا یاشیان فارس دیلیلره عشق و سوگی گوندریلدی. اوزونو بوتون ایران لیلارین رئیس جمهوری سایان آقای احمدی نژاد فارس دیلینی ایران لیلارین اورتاک روحونون تجلی سی گوستردی و وردیغی بیر دستور ایله فرهنگستان زبان فارسیه ددیً او استقامت ده حرکت اولونمالیدیرکی فارس دیلی اورتاق تعصب و افتخارمیز اولسونً .

بو بیانات چوخ دیللی بیر ئولکه ده بیر دیلی اوستون توتماق و دیگر دیللری ازماق و یوخ اله ماق معناسینه گلیر، بو سوزلر بیرلیک و برابرلیغی خطره سوخار، همکارایغی آزالدار و ئولکه اقتصاد و سیاستینه ضربه وورار. نه یازیخ کی بو رسمی مقام و دولت آداملارینین رفتار و داورانیشی دگیر، اوزونو آیدین سایان، دمکراسی کلمه سینی هیچ وقت یاد دان چیخاتمیان، باشقا میلتلرین آزادلیغیندان سوز ادنده آغزی کفلنن و بیهوش اولان لار، ایران دا یاشیان ملت لرین حق و حقوقوندان و آزاد سچیمیندن سوز ادنده یا قاشقاباق سالیب دانیشمیرلر و طفره گدیلر یا دا اونجه ایران دا دمکراسی یرلشسون سونرا ملتلر سورونو گوروشولسون دییرلر. بو سوزلر چوخ اشیدیلدی ، مرکزی حکومت لر هیچ بیر زمان قدرت و امکان لارینین بولونمسینی ایستمزلر، رضا شاه دوری بیله باشلادی و دوام الدی، اونجه استبداد سونرا دیکتاتورلوک و نهایت آنایاسانین( قانون اساسی) ایالتی و ولایتی ماده سی رفه قالدیریلدی.

آرتیخ بیلینملیدیرکی، ایران دا دمکراسی مرکز دن دگیر، میلتلرین اراده سیله قوردوقلاری تشکیلات لارلا مرکزه گیتملیدیر و مرکز ده گنیش و چوخ میلتلی بیر دولت قورولمالیدیر. بو وضیت قیسا زمان دا گنیش ایش بیرلیغی( همکاری)اورتامی یارادیر، نتیجه ده اقتصادی و اجتماعی گلیشمیه زمین حاضیرلار.

ایران بویوک بیر ئولکه و چوخ میلتلی بیر یاپییا (ساختار) صاحیبدیر، بو معقول دگرلیندیریلسه چوخدا مثبت بیر وضیت دیر. اوزونو سولجی گورسدیب پان ایرانیست ذهنیتی داشینلر، ساغجی، لیبرال و دمکراسی یانلیسی گورسدیب دمکراسینی باشقا یرلره ایستینلر و یا امت جی اولوب بوتون مسلمان امت نی بیر یرده ایستینلر بیلملیدیرکی ایران دا فرقلی ملت لر یاشییر و بو ملتلری بیر یرده توتماق زورلا دگیر، تشویق، حمایت و بیرلیک و برابرلیک( برابر حقوق و داطلبانه) سیاست و تدبیرلرله ممکوندور.

نچه آی قاباق آذربایجان دا باش گوسترن حادثه لر و قیسا زماندا بوتون آذربایجانا یاییلن و مینلرجه انسانین هارای، هارای من تورکم هایکیریشی ایللرجه باسدیریلمیش، زورلا تک دیل، تک ملت و تک ایرکا(نژاد) قارشی بیر دیرنیش دیر . اوش بش ماجراجو جوانین کوچه گوستریسی دگیر بیر ملتین عصیانی و هایکیریشی دیر…

+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 

تاريخ و دوٍشونجه٫ اوْن ايکي عصر سوٍکوت کيتابينا تنقئيدي باخيش - ابراهيم رفرف

من ايسه کيتابي ايکي دوًنه ديقّتله اوْخوياندان سوْنرا آلديغيم تأثيراتي ساده‌جه بو شکيلده ديله گتيره بيلرم: من اوًزومو هر زاماندان داها چوْخ ايرانلي حيسّ ائديرم. بوُنون دا سببي آيديندير: بيز ايران سوًزونو بوٍتون خالقلاريميزين مسکيني آنلاميندا باشا دوٍشوروک، حال‌بوُکي آريائيستلر اوْنو ساده‌جه فارسلارين مسکني اوْلاراق تقديم ائديرلر، ائله همين سببه گوًره اوْنلار «ادبيات ايران» دئديکده «فارس ادبياتي»- ني، «موسيقي ايراني» دئديکده ايسه «فارس موسيقيسي»- ني نظرده توُتورلار.

بير نئچه واخت قاباق «نام‌هاي زيباي ايراني» آدلي بير کيتابلا قارشيلاشديم. کيتابي واراقلايا- واراقلايا آجي بير حقيقتي باشا دوٍشدوم: اوْ کيتابين موٍلّيفي ذاتاّ اوًز کيتابي‌نين آديني «نام‌هاي زيباي فارسي» قوْيسايدي، داها صداقتلي داورانميش اوْلاردي، چوٍنکي اوْرادا ساده‌جه فارسجا آدلاردان بحث ائديليردي


مطلب آردی
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 11 AM یازار آلپای قولونجو | 
ورمونيوز(۳دی ۱۳۸۵): صاحبعلي خدا بخشي( ائلياز يئکنلي) در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در اورميه به سر مي برد.

بنا به اظهارات خانواده صاحبعلي خدابخشي (ائلياز يئکنلي) روزنامه نگار و مسئول صفحات تورکي هفته نامه صداي اورميه که قريب به 12 روز پيش مفقود شده بود، در تماس کوتاه با خانواده خود در روستاي يکان مرند گفته است که در اورميه و در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر مي برد. لازم به توضيح است آقاي خدابخشي روز 21 آذر همزمان با جشن هاي نور افشاني شهر اورميه در خيابان امام دستگير و بدون اطلاع خانواده و دوستان به بازداشتگاه وزارت اطلاعات انتقال يافته است. بنا به آخرين خبر ها پرونده اين فعال و روزنامه نگار آذربايجاني به شعبه 5 دادگاه انقلاب اورميه ارسال شده است ولي خود وي همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورميه که در خيابان شهر چايي جنب بيمارستان طالقاني است بسر مي برد. آقاي خدابخشي که يک ماه پيش از زندان مرند آزاد شده بود از بيماري هايي که در زندان مرند و تبريز گرفتار آن شده بود بشدت رنج مي برد.

همچنين آقاي خدايار تيموري يکي ديگر از فعالين حرکت ملي آذربايجان که در روز 21 آذر در محل کار خود در خيابان خيام توسط اداره اطلاعات اورميه دستگير شده بود، همچنان ممنوع الملاقات بوده و در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورميه در خيابان شهر چايي به سر مي برد. خانواده اين فعال آذربايجاني از وضع وي بي اطلاع بوده و اظهار نگراني مي کنند. بنا به برخي خبر ها از مغازه اين فعال آذربايجاني تعدادي سي دي مرتبط با حرکت ملي و برخي بيانيه های 21 آذر کشف شده است. خدايار تيموري که در اعتراضات خرداد ماه اورميه هم دستگير شده بود بعد از آزادي از زندان با حکمي از سوي کميته انظباطي دانشکده فني اورميه از دانشگاه اخراج شده است. خدایار فرزند شاعر اورمیه ای فریدون تیموری است.
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 10 AM یازار آلپای قولونجو | 
وای او انسانا کی وطنی یوخدور!
نیچه

عزیز هموطنلر :
حاشیه یه گئتمدن سیز ایله زر ورق جلد لرله صحافلیق اولموش کثافت نامه لرین یاندیریلماسی باره سینده دانیشماق ایسته ییرم. اوخودوم کی، بیر نئچه گون بوندان اوّل بیزیم بیر نئچه هموطنیمیز، خلقیمیزی تحقیر ائدن فارس دیلینده یازیلمیش توهین و تحقیرنامه لری توپلایب و اونلاری اؤدا چکیبلر. بو آرادا فارس شونیزمی و اونون تبلیغات اورگانلاری چالیشیرلار بئیله گؤسترسینلر کی ، گویا بو یاندیریلان تحقیرنامه لر حافظ و سعدی نین دیوانلاری و باشقا ادبی کیتابلاردیلار.
هیچ بیر شبهه یوخدور کی کتاب یاندیرماق وحشیلیک دیر و بو گون کتابلاری یاندیران انسان، صاباح انسانلاریدا یاندیرا بیلر. ائله بو اوچون منده اؤزومو دموکرات و هومانیزم فلسفه سینین طرفداری ساییراق، کتاب یاندیرماقلا مخالفم و ایستمیرم بیر کسین دیلینه ،فرهنگینه ، دینینه، ایرقنه ، کتابینا، مالینا و تورپاغینا تجاوز ائدیب و اونون حسابینا اؤزومون و یا مللتیمین مادی – معنوی ثروتیمی آرتیرام. بونونلا بئله من هربیر کتاب شکلینده صحافی اولموش تحقیرو کثافت نامه یه کتاب آدی قؤیا بیلمیرم. چونکو : هر بیر کتابین اؤزونه گؤره آز – چوخ معنوی دئیه ری اولمالیدیر. کتاب وسیله سیله انسان علم و صنعتین یاراتدیغی معجزه لرله تانیش الور؟ انسان پرورلیغی اؤیره نیر. حاققا ، اجتماعی عدالته ، ترقی و معنوی – مادی شرایطین یاخیشیلاشماسی اوغروندا فعالیت ائتمه یه دعوت الور؟ تاریخده باش وئرن انسانی تراژدی لری ، فاجعه لری تانییر. شعر شکلینده بیان اؤلموش آرزیلارلا، ناکام قالمیش عشق لرله، رمان لارلا تانیش اولور. میلت لرین ادبیات ، دیل، دین، عادت – عنعنه، اجتماعی شرایط و فرهنگ لرینه یاخینلاشیر ... منجه بونلار هر بیر کیتابی کتاب ائده ن ده یرلردی.

عزیز اوخوجو:
سیز مندن داها یاخشی بیلیرسینیز کی ، بو یاندیریلان توهین و تحقیرنامه لرین رسالتی فارس میللتی ایچینده غیر فارس میلت لره خصوصیله تورک لره قارشی حقارت حسّی ، نیفرت و دوشمنچیلیق یارادماقدیر. بو باصطلاح کیتابلارین محتواسی تورکلری وحشی و قان ایچن گؤسترمک و نهایت دیلیمیزی ، فرهنگیمیزی ، تاریخیمیزی تحریف ائدیب یوخلوغا سوق وئرمک دیر. بیر جمله ایله دئسک بو تحقیرنامه لر (ژورنال ، روزنامه ، فیلم ، کتاب، جوک لارلا دؤلموش کاست لر و... ) بیزیم ملی وارلیغیمیزی نابود ائتمک ایسته ین سیاستین یعنی آسیمیلاسیون سیاستین خدمتینده دیر. کافی دیر سیز فارس ادبیاتینا ، چکیلمیش بعضی سینما فیلم لرینه ، فارس دیلینده وئریلن تلویزیون پروقراملارینا، ژورنال و غزتلره، ملتیمیزه قارشی تحقیر آمیز جوک لارا باخاسینیزا!

" کسی را ز ترکان نباشد خرد کز اندیشه خویش رامش برد" (شاهنامه فردوسی)

" که آن ترک، بد ریشه و ریمن است که هم بد نژاد است و هم بد تن است " (شاهنامه فردوسی)

" زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جائی رسیدست کار
که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون ، تفو" (شاهنامه فردوسی)

" زبان ترک از برای از قفا کشیدن است صلاح پای این زبان ز مملکت بریدن است"
" بکن ترک زبان ترک ، کز تاریخ خونینش من از خون لاله گون کوه ارس ، دشت مغان دارم" (عارف قزوینی)

"... گویا نمیدانند که یکنفر آذربایجانی ترک شدن را برای خود ننگ میداند ... جوانان آذربایجانی باید جانفشانی کرده متعهد شوند تا میتوانند زبان ترکی تکلّم نکرده ، به وسیله تبلیغات عاقبت وخیم آن را در مغز هر ایرانی جایگیر کنند ..." (دکتر تقی ارانی ، درباره زبان فارسی و آذربایجان، صفحه 129"

"...آقای دولتشاهی مدیر فرهنگ و هنر اگر چه آذربایجانی الاصل بودند اما به زبان فارسی صحبت میکردند ....
به زبان ترکی از آقای دولتشاهی پرسیدم که چرا به تجدید چاپ جلد اول حیدر بابایه سلام، مجوز چاپ نمی دهند. ایشان
به زبان فارسی جواب دادن : " ابداً راضی نشوید که آن تجدید چاپ شود . اولاً چاپ هر مطلبی به زبان ترکی قدغن است و ثانیاً شهریار اشتباه کرد که حیدربابا را سرود، میدانید اگر شهریار این اثر را به وجود نمی آورد ، الان چه مقامی داشت؟ دولت همه جا او را تبلیغ مینمود، بلند آوازه اش میکرد و شغل خوبی با حقوق مکفی به او می داد ، به خانواده اش میرسید و زندگی اش را سروسامان می بخشید. حیدر بابا به شهریار لطمه بزرگی زده است و او را مطرود و مغضوب دولت قرار داده است . شما اگر به شهریار علاقه مند هستید، توصیه کنید که به زبان ترکی شعر نگوید، آقا ما ایرانی هستیم ، زبان ما فارسی است، ترکی زبان مغول هاست. مگر نمی بینید که به آذربایجانیها چه میگویند. اکثر مردم زبان ترکی را انکار کرده اند. سایر شاعران تبریز هم شاهدند. من که مسئول انجمن ادبی شهریار هستم هرگز اجازه خواندن حتی یک بیت شعر ترکی را نمی دهم. ما که سابقه شش هزار ساله فرهنگی داریم، نباید به زبان بیگانه صحبت کنیم و شعر بسازیم و به آن اجازه چاپ دهیم " (درخلوت شهریار، بیوک نیک اندیش نوبر، اشعار ترکی شهریار، صقحه 232، نشر آذران ، تبریز 1377)

حرمتلی هم یئرلی لر!
بیلیدیینیر کیمی مللتیمیزین بؤیوک شاعری استاد شهریار بیر هومانیست و اوره یی پامبیقدان یومشاق اولان بیر انسان ایدی.
باخین گؤرون فارس شوونیزمی بو انسانین شخصییتینه و ملی وارلیغینا نه قدر توهین و تحقیر ائدیر کی بو بؤیوک شاعیراؤزوندن و ملی شرافتیندن مدافعه ائتمک اوچون ناچار قالیر "الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من " قصیده سینی قلمه آلسین.
سهو ائتمزسم 1995 - نجی ایلده برلین شهری نین بین المللی فیلم فستیوالیندا ایراندان ایکی فیلم اشتراک ائتمیشدی. فیلم لردن بیریسی "بانو" آدیندا بیرفیلم ایدی. بو فیلمده بیرآذربایجان تورکونه ، شارلاتان، اؤغرو و جنایتکار رؤلو وئریلمیشدی. بو شخص غلیظ تورک لهجه سینده دانیشیب و جنایتلرینه دوام وئریردی. من وایرقچیلیه قارشی اولان هم یئرلی لریم بوراسیستی فیلمی گؤرندن سونرا فستیوالین ترتیب وئرنلرینه بیر مکتوب یازیب و بو فیلمین گؤستریلمه -سینه اعتراضیمییزی بیلدیردیک . اوچ گوندن سونرا فستیوال ریاستی طرفیندن بیزه بیر مکتوب گلیب و دانیشیغا دعوت اولدوق. بو خانیملار و آقالارلا گؤروشوب و قضیّه نی شرح وئرندن سونرا بونلار بیزدن رسمی عذر ایسته یب و سؤز وئردیلر کی گله جکده ایراندان گلن فیلم لرین هامیسینی قاباقجادان مترجمه گؤستریب، اونلاری کنترل ائتدیریب و بیر داها بئیله کثافت لره یؤل وئرمه سینلر!!!
بیر نئچه آی بوندان قاباق برلین شهرینده بیر صحنه یه ده شاهید اولدوم . بیر کیچیک خیاباندا 100 نفره یاخین اللرینده شعارلارلا دایانان انسانلاری گؤردوم. بو انسانلار مگافونلا شعارلار وئریردیلر و اللرینده اولان ورقه لری جماعته پایلاییردیلار. قضیّه بئیله ایدی :
بو خیابان آلمانلارین 19 – عصرین سونوندا یاشایان بؤیوک بیر تاریخچی سی و فیلسوفونونون آدینی داشییردی. بو تاریخچی اؤز یازیلاریندا یهودیلره قارشی آنجاق بیرراسیستی جمله یازمیش ایدی. "یهودیلر بیزیم بدبختچی لیی میزدیلر" . بو جمله یه گؤره بو آلمانلار بیر نئچه دفعه بورایا ییغیشیب، تظاهرات ائدیب و خیابانین آدینین دئیشمه سینی ایسته ییرلر. سونرا لار دولت خیابانین آدینی دئیشدی.
محترم هموطنلر:
سیز آرخاین اولون اگر ایران آدلانان اؤلکه ده مترقی قانون و عدالت اولسایدی وبورادا مختلف میللت لرین دیل لرینه ، ایرق لرینه ، ادبیات و فرهنگ لرینه احترام قؤیولسایدی ، قانون اوّلجه دن ایرقچی یازارلارین، رژه سورلارین و ژورنالیست لرین قارشیسینی آلیب و اونلارین جفنگیاتین یاییلماسینا اجازه وئرمزدی.
بیزیم ملی وارلیغیمیز و انسان حقوقوموز هم مملکته حاکم اولانلار، هم قانون ، هم فارس میللتی نین روشنفکرلری و همده دولتین رسمی مئدیاسی طرفیندن هر گون ساللاخانایا گؤتورولور و اورادا قصابلیق اولور.
من بیر تورک آذربایجانلی اولاراق هر گون اؤلوم – دیریم ساواشیندایام . پهلوی سلاسه سیندن باشلایاراق ایندیه دک بیزیم دیلیمیز و فرهنگیمیز قتل عام اولور. آخی آذربایجان تورکجه سینده دولتین رسمی تلویزیونوندا دئیلن بو جمله نین " دونن وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با وزیر امور خارجه کشور برادر سوریه دیدار و گفتگو ائله دیلر" هاراسی منیم دیلیمدیر!! ؟ اگر بو دیلیمیزین قتل عامی دئیل بس نه دیر؟ بو شرایطده کیم بیزه قارانتی وئره بیلر کی آذربایجان مللتی نین 40- 30 – ایلدن سونرا ملی کیم لیی یوخ اولماسین ؟ آخی بیر میللتی یوخ ائتمک اوچون اونون دیلینی یوخ ائتمک لازیمدیر.
بو اؤلوم – دیریم شرایطده راسیستی کیتاب، فیلم یا ژورنال لاری یاندیریب و یا مستراح قویوسونا سالماق ، شخصی احساساتلا ایلگیسی یوخدور. بو عمل، آپارتاید بیر مملکتده ، میللی کیم لیی یوخ اولما تهلکه سی آلتیندا اولان هر بیر انسانین طبیعی عکس العملی دیر. هر بیر ملی مبارز بو کیچیک یول لارلا میللی وارلیغینی یوخ اتدنلره گؤسته ریر کی ، او حاضیر دئیل مبارزه سیز تسلیم اولوب ومیللی وارلیغی نین اؤلومونه نظارتچی قالا . میللی مبارزلراؤزلرینی همیشه میللی وارلیق لارینین قؤروچوسو کیمی تانییب لار. اونلاراؤزلرینی باشدان – آیاغا وظیفه سایبلار.
منجه ملتییمیزین انسان حقوقونو، وارلیغینی ، دیلینی ، فرهنگینی و کیم لیی نی مدافعه ائدن قانونون اولمادیغی بیر اؤلکه ده، جانلاریندان - مال لاریندان کئچمیش مبارز انسانلاریمیز گره ک تشکیلاتلانیب، شرایطی تحلیل ائدیب و هرجوره صلاح بیلدیکلری یوللار ایله دوشمنی و اونون آسیمیلاسیون وسیله لرینی خنثی ائده لر . بیزکئچمیشده آخماقلیق درجه سی نین سرحدینه قدر سوسموشوق. ایندی : "هارای ، هارای من تورکم" ، "منیم دیلیم اؤلن دئیل ، فارس دیلینه دؤنن دئیل" شعاریله ایره لی گئدیب و فارس شوونیزمی نین بینئوره سینی آنا یوردوموز آذربایجاندا ابدی اولاراق سؤکمه لییک!

یاشاسین میللی وارلیغیمیزین قؤروجولاری!!!
یاشاسین آزاد، دموکرات و مدرن آذربایجان!
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 10 AM یازار آلپای قولونجو | 
آذربایجان قهرمان میللتینه ایتحاف اولونور..
طی اخبار واصله از دانشگاه تبریز، مقارن عصر روز دوشنبه 4/10/85 برنامه ای از طرف دانشگاه تحت نام قوی ترین مردان دانشجو با حضور دانشجویان در محل ژیمنازیوم دانشگاه برگزار شد.طی آن دانشجویان دانشگاه تبریز در حضوری 4-5 هزار نفری مکررا با فریادهای ( یاشاسین آذربایجان) سالن را به لرزه در آوردند.دانشجویان دیگر نیز در گوشه ای نشسته و تماشاگر وطن پرستی دانشجویان آذربایجان بودند.
قابل ذکر است که از 9 نفر دانشجوی قهرمان مسابقه 8 نفر اول ترک و تنها نفر نهم لر بود که هنگام اعطای جوایز و مدال ها دانشجویان پسر یکصدا به پا خواسته و فریاد میزدند ((یاشاسین)) طرف دیگر سالن نیز دختران دانشجو با فریاد ((آذربایجان)) آنها را پاسخ می گفتند. این برنامه که در حالتی مملواز دانشجو و با حضور علیرضا حیدری و سایر به اصطلاح میهمانان فارس و تهرانی برگزار شد، طنین فریادهای یاشاسین آذربایجان سالن مسابقات را به لرزه در می آورد و شکوه حرکت مکزیکی مشترک دانشجویان دختر و پسر آذربایجانی فارس ها را انگشت به دهان گذاشت.میهمانان ناخوانده ی فارس و کرد حاضر در سالن که از فریادها درمانده و مظلوم می نمودند، جو حاضر در دانشگاه تبریز را بحرانی ارزیابی نموده و هشداری علیه خویش بر می شمردند.
یاشاسین آذربایجان یئنیلمز اویرنجیلری

جنبش دانشجویی آذربایجان - واحد مرکزی خبر - تبریز
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 10 AM یازار آلپای قولونجو | 
جنبش دانشجویی آذربایجان - واحد خبر - همدان





نشریه "برای وقتی دیگر" نشریه انجمن اسلامی دانشگاه بو علی همدان در شماره 6 خود اقدام به چاپ مطلب موهنی به فرهنگ و تمدن تورکان کرده بود که با اعتراض شدید دانشجویان تورک دانشگا ههای بو علی، علوم پزشکی و پیام نور همدان مواجه شد.درین گرد همایی بیانیه ای قرائت شد و انجمن اسلامی بوعلی مجبور به عذر خواهی و درج تکذیبیه در شماره بعدی نشریه فوق شد.اعتراض نامه ای از طرف دانشجویان تورک در نشریه فوق (در 1000 تیراژ ) به چاپ رسید که در زیر متن اعتراض نامه آمده است.لازم به ذکر است به همراه این اعتراض نامه مقاله ای در مورد تاریخ و تمدن تورکان ایران و جهان در این نشریه به چاپ رسید.


"بیانیه دانشجویان تورک دانشگاهها ی همدان دراعتراض به درج مقاله توهین آمیزتوسط نشریه انجمن اسلامی دانشگاه بو علی همدان"


ايران سرزميني كه منشا پيدايش تمدنهاي عظيمي بوده و از دير باز زادگاه اقوام و مللي با فرهنگها و آداب و رسوم و گويشهاي متعددي بوده و هست.


اين را همه مي دانيم و با اندكي تامل و تفحص در لابلاي تاريخ اقوام و ملل مختلف مي توانيم بيشتر براي اين گفته­مان صحه بگذاريم، اما:


آيا اين قوميتها به راستي در جايگاهي كه بايد باشند قرار دارند؟،


آيا حقوق ملي بجا و شايسته اين ملل و اقوام بر آورده شده است؟


آيا حق تعيين سرنوشت براي اين ملل و اقوام جزء دغدغه ها و سياستهاي قابل تامل دولت و روشنفكران قرار گرفته است؟


آيا محروم ماندن يك ملت از ابتدايي ترين حقوق انساني در كشوري با نظام حکومتی اسلامي تاملي ژرف نمي طلبد؟


آيا وقت آن نرسيده است كه جنبش هاي دانشجويي كه داعيه دار حركتهاي روشنفكرانه و هويت طلبانه مي باشند، به واسطه دفاع از آرمانهاي دموكراتيك و تفكرات دانشجويي به عنوان دژي در برابر تحجر و انجماد فكري و تماميت طلبي بايستند؟


آيا وقت آن نرسيده است كه مصلحت سنجي و سكوت را در برابر نقض بارز حقوق شهروندي كنار بگذاريم؟


و آيا هاي ديگر....


نقش آذربايجان و آذربايجانيها در بنيان نهادن حركتها و جنبشهاي عدالتخواهانه و دموكراتيك در مقايسه با ساير اقوام و ملل ايران بي شك رنگين تر و سرنوشت سازتر بوده و هست.


نهضت ستارخان و باقر خان، حزب آزاد يستان شيخ محمد خياباني، حكومت ملي آذربايجان به رهبر يپيشه وري، حركات عدالتخواهانه و بر ضد شوؤنيزم- فاشيزم پهلوي توسط فدائيان به رهبري شريعتمداري، نمونه هاي بارز و تعيين كننده در اين راستا بودند كه در جهت حفظ تماميت ارضي كشور از هيچ انجامي فرو گذار نبوده و دريغ نكردند.


و هم اينك جنبش دانشجويي آذربايجان و انتقاد خرد گرايانه كه جوهره هر جنبش دانشجويي مستقل است . جنبش دانشجويي آذربايجان در ادامه روند حركتهاي دموكراتيك آذربايجان به دور از هر گونه عقايد نژاد پرستانه در برابر هر گونه تبعيض، ستم ملي و تحقير و توهين قدم در مسير مبارزه مي نهد.


و اما نشريه دانشجويي " براي وقتي ديگر"،


با طبع نشريات دانشجويي يكي از مهمترين تريبونهايي است كه جنبش هاي دانشجويي با توسل به آن به ايراد خواسته هاي دموكراتيك خود در قالب يك اعتراض مدني منطقي و آرام و بدور از هرگونه خشونت مي پردازد، ونقش اين تريبون در حركتهاي دانشجويي غير قابل انكار است. نشريه " براي وقتي ديگر " در شماره 6 ويژه شب يلدا اقدام به درج مطلبي توهين آميز به فرهنگ و تمدن توركان كرده است. مساله سهوي يا عمدي بودن اين اقدام نيست . مساله اين است كه اين چنين حركات توهين آميز و نابخردانه اي نه تنها در دانشگاه بلكه در بطن جامعه ريشه دوانيده و هيچ فرد آگاهي به خود اين جرات را نمي دهد كه با تبري در دست، ريشه اين توهينهاي بي پايه و اساس را از ته بزند.


درج چنين مطلب موهني آنهم از طرف تريبوني كه بانيان و پشتيبانان آن دم از برابري، برادري، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت مي زنند، جاي بسي تامل دارد ولي جاي هيچگونه تعجب نيست!


ديروز ما شاهد توهين به ساحت مقدس ملت آذربايجان از طريق روزنامه ايران بوديم " روزنامه اي كه تريبون رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران است ". امروز شاهد اين حركت موهن و فردا و فردا ها شاهد اين چنين هاي زيادي خواهيم بود. مگر فرياد و قيام ملت آذربايجان در وقايع خرداد ماه تنها شكايت و اعتراض به كاريكاتور درج شده بود؟ اين فرياد فروخفته 85 ساله آذربايجان بود كه زخم باز كرد.


آيا پيام مردم آذربايجان كه پايان دادن به تبعيضات ملي و احياي حقوق و هويت ملي خويش بوده و هست، به گوش سردمداران و مسئولين حكومتي نرسيده است؟


مگر به گوش اصلاح طلبان و شاعران آزادي و حقوق بشر نرسيده است؟


چرا آزموده را بار ديگر مي آزماييم؟


آيا فريادهاي "هاراي هاراي، من توركم"، " منيم ديليم اولن دگيل، فارس ديلينه دونن دگيل"، جاي كمي تامل و انديشه ندارد؟


سياست آسيميلاسيون و يكسان سازي فرهنگي، تا كي گفتمان پيش روي دولتمردان و روشنفكرنماهاي ما قرار خواهد گرفت؟


تا كي زبان توركي به عنوان زبان بيگانه قلمداد مي شود؟


آيا نتيجه اين نخواهد بود كه تورك آذربايجاني خود را جداي از ايران و بيگانه و ناتني پندارد؟!


تاريخ دروغ مي گويد و تاريخي جعلي و ساختگي در كتاب هاي درسي گنجانده مي شود، تكلم به زبان توركي در كلاس درس عملي قبيح و خطا خوانده مي شود و فرد خاطي جريمه مي شود، ( به ازاي هر كلمه توركي 2 ريال در صندوق جريمه تكلم به زبان توركي انداخته مي شود).


كتابها و نوشته هاي توركي و سازهاي عاشيقي سوزانده مي شوند، اسامي شهرها محله ها رودخانه ها كوهها و .... كه نماد هويت و تمدن يك ملت اند تغيير داده مي شوند، آذربايجان چند تكه مي شود، و اسم آذربايجان از روي استانهاي جدا شده برداشته مي شود، (زنجان اردبيل و ...). سرمايه گذاريهاي كلان در منطقه آذربايجان به دليل هم مرز بودن با جمهوري آذربايجان و توركيه و خطر جدا شدن آذربايجان از ايران و نا امن بودن منطقه صورت نمي­گيرد، مشاهير و شاعران تورك آذربايجان فارس خوانده مي شوند و روز تولد شهريار روز ملي شعر و ادب "پارسي" نامگذاري مي شود! فعاليتهاي فرهنگي در آذربايجان تجزيه طلبي و پان توركيستي قلمداد مي شوند، در پايتخت ايرن زمين پرسشنامه هاي پخش مي شود كه مضمون آنها شامل سئوالاتي از قبيل : "آيا مي خواهيد با يك تورك همسايه شويد؟" ،" آيا دختر خود را به يك تورك مي دهيد؟" ،" و..." مي باشد. عيد نوروز توسط سردمدار اصلاحات فقط به "فارس زبانان " ايران و جهان تبريك گفته مي­شود ،در صدا و سيما فقط نقش هاي دلقك، سرايه دار و فرد لاابالي به كسي كه با لهجه توركي حرف مي زند داده مي شود. زبان و فرهنگ فارسي به عنوان فرهنگ برتر و غالب خوانده مي شود و فارس شهروند درجه 1 خوانده مي شود. 20 تير دانشگاه تبريز به بوته فراموشي سپرده مي شود و فقط 18 تير كوي دانشگاه تهران در ذهنها تداعي مي شود. ارگ تبريز با ديناميت منفجر مي شود و صدها بر چسب و تبعيض و ستم و توهين ديگر كه ريشه در حكومت فاشيستي پهلوي دارد، حكومتي كه گفتمان غالب آن شونيزم – فارس بوده، بلي عزيزان، مثلي هست مي گويد:"تا خرمنت نسوزند احوال ما نداني".


مگر آذربايجان هزينه كمي براي ايران متحمل شده است؟ مگر مثل عرق آذربايجاني به ايران در قوم و ملتي ديگر از اين مرز و بوم وجود دارد؟


آيا به راستي اين حق آذربايجاني است كه در سرنوشت سازترين مسائل اين سرزمين ( ايران ) تاثيري شگرف و انكار ناپذير داشته است؟


قضاوت بر عهده شماست. عاملين تجزيه ايران و مانعين وحدت ملي كيستند؟


سياستگذاران حكومتي و انديشمدان روشنفكرنمايي كه دم از مساوات مي زنند يا فعالين فرهنگي تورك، كرد، عرب، و .... كه براي احقاق حقوق ابتدايي و به حق خود قدم در راه مبارزه گذاشته اند!


نتيجه اينكه پلوراليزم فرهنگي حاكم در ايران را به عنوان يك واقعيت قبول كنيم و به جاي گردن نهادن به واقعيت سعي نكنيم صورت مساله را پاك كنيم . اتحاد ايران براي ساختن آرمان شهري كه در اذهانمان هست در گرو اتحاد ملتها و اقوام آن است و اين ميسر نخواهد بود، مگر اين كه بپذيريم :


ايران # فارس


ايران = تورك + فارس + كرد + عرب + ....


" آري . مليتها و قوميتهاي با تاريخ – تمدن – فرهنگ و تعلقات گوناگون".





جمعی از دانشجویان تورک دانشگاهها ی بو علی،علوم پزشکی و پیام نور همدان
+ یازیلیب  شنبه 9 دی1385ساعت 10 AM یازار آلپای قولونجو |